همين محدوده را محكمتر مىكند و بالا مىبرد و اختصاصىتر مىكند و جلو نفوذ ديگران را مىگيرد . قدرت دين و مذهب است كه انسان را از اين محدوده خارج مىكند ، در محدوده و منزل وسيعتر مىبرد .
غايت اين سفر معنوى انسانيت و آدميت است . انسان با گردش و حركت در محدودهء خودپرستى و نفس پرستى - ولو به وسيلهء پرواز با مركب علم - به مقام آدميت صعود نمىكند آنگاه به مقام آدميت صعود مىكند كه از اين محدوده خارج شود ، به قول سعدى درنده خويى از طبيعتش بميرد ، و اين كار دين است كه حيات جديد مىدهد ، هدفها و غايات عالى و معنوى عرضه مىدارد .
هجرت - تعرّب بعد الهجرة
رجوع شود به وسائل ، جلد دوم ، ابواب جهاد ، صفحهء 430 .
هجرت
رجوع شود به نهج البلاغه و شروحش ، ذيل اين جمله : * ( و الهجرة قائمة على حدها الاول . ) * ايضاً رجوع شود به آياتى كه به اين مضمون است : * ( الذين امنوا و هاجروا و جاهدوا . . . ) * ايضاً رجوع شود به ابواب حديث دربارهء نيت و اينكه * ( لكل امرئ ما نوى ) * و يا به مناسبتْ حديث معروف : * ( من كان هجرته الى الله و رسوله . . . ) * ذكر مىشود .
ايضاً آيهء * ( ان ارضى واسعة فاياى فاعبدون . ) * ايضاً آيهء * ( الم تكن ارض الله واسعة فتهاجروا فيها . ) * در اين آيه منطق « خواهى نشوى رسوا ، همرنگ جماعت باش » را محكوم مىكند .
رجوع شود به ورقه هاى وطن و هجرت .