نويسنده به هيچ يك از سؤالات فوق پاسخ صريح نداده است .
همين قدر مىگويد ( ص 244 ) :
از آيات قرآن با بصيرت تاريك و اطلاعات ضعيفى كه داريم مىشود جسته و گريخته اشاراتى در جواب سؤالهاى فوق دريافت نمود و دورنماهاى شبح مانندى از آن حادثهء عظيم مشاهده كرد .
آن اشارات اين است :
قيامت وراى عالم جسمانى نيست :
1 . قيامت در وراى عالم جسمانى نيست ، پردهء ديگرى از پرده هاى تبديل و تحول طبيعت است . . . معاد جسمانى است ، منتها شايد اشكال عيناً به همين هيكل و ترتيب حاضر نباشند . . . دوران جديدى است كه پس از درهم ريختن و بهم پيچيدن دوران قديم شروع مىشود .
قيامت ، صبح تازه اى پس از شب تاريكى :
2 . قيامت در خاتمهء دوران طبيعى فعلى پس از هموار شدن زمينها ، خشك شدن درياها ، خاموش شدن ستارگان و غيره مىباشد ، به طورى كه دنبالهء آن يا بايد خاموشى ابدى باشد و يا مانند ساير خواب و بيدارىهاى روزگار ( يعنى خواب كل عالم طبيعت ) ( 1 ) در پس تاريكى شب ، صبح تازه اى طالع گردد .
قيامت ، يك حادثهء انقلابى :
3 . حادثهء قيامت يك حادثهء ناگهانى انقلابى عظيم مىباشد كه با لرزش و غرش عالمگير همراه خواهد بود . . . آن روز روز فصل و جدا شدن ذرات است و هم روز جمع و تركيب مجدد آنها .
نفخهء صور و دميدن ناگهانى و فوران انرژى :
4 . حلول اين حادثه كه منجر به تشكيل « محيط مساعد » و دنياى جديد مىگردد ، در قرآن تعبير به « نفخهء صور » و دميدن ناگهانى چيزى شبيه به فوران انرژى تازه مانند كاتاليزر يا
هامش
( 1 ) [ عبارت داخل پرانتز از استاد شهيد است . ]