اوليه يا هستهء متكاثفى كه از نطفهء زايندهء بدن جسمانى باشد درست شود .
صفحهء 243 :
اما شرط سوم كه سنخيت و تناسب با محيط بعدى باشد ، چون محيط بعدى ادامهء همان محيط قبلى است و در آنجا به اصطلاح اديان مشيت و ملكوت خداست كه بلامنازع حكومت مىكند ، هر فرد كه در زندگى دنيا توشه آخرت اندوخت و خود را قبلًا با دستگاه كلى خلقت و خالق كل همراه و همساز كرده از وقت و مال و نفس داده و رضاى خدا را جستجو كرده باشد ، رشدش راحتتر و بهره اش فراوانتر خواهد بود .
در صفحهء 244 تحت عنوان « حدوث قيامت » چند سؤال را مطرح مىكند :
شرط احياى نفوس را حصول « محيط مساعد » دانستيم . اين محيط مساعد چيست و چگونه تأمين مىشود ؟
بعثت مردگان و مخصوصاً « بازگشت به خدا » كه تكيه كلام قرآن است ، به چه وضع خواهد بود ؟
ذرات بدن مردگان كه ممزوج با يكديگر و متفرق در صحنهء پهناور گيتى شدهاند ، چگونه جمع آورى مىشوند ؟ آيا لازم است كه تمام ذرات مشكَّل يك فرد پيش هم بيايند يا يك اثر مختصر ( ) هم كافى است ؟
حدوث و حلول قيامت يك امر تدريجى و تحول عادى طبيعت است يا در دنبالهء انقلابى رخ خواهد داد ؟
اصلًا سير فعلى دنيا به سمت چنين حادثه اى هست و علائمى نشان مىدهد ؟ پس از بعث ، اوضاع از چه قرار خواهد بود ؟
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 174
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص١٧٤