تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
قراردادى ؟ مولوى مىگويد :
اى كه ترسانى ز مرگ اندر فرار آن ز خود ترسانىاى جان هوشدار مرگ هركساى پسر همرنگ اوست آينهء صافى يقين همرنگ اوست .
اما رابطه ميان اينجا و آنجا :
گر به خارى خسته اى خود كِشته اى ور حرير و قز درى خود رشته اى چون ز دستت زخم بر مظلوم رفت آن درختى گشت از آن زقّوم رُست چون ز خشم آتش تو در دلها زدى مايهء نار جهنم آمدى آن سخنهاى چو مار و كژدمت مار و كژدم مىشود گيرد دمت
سعدى :
خرما نتوان خورد از اين خار كه كشتيم ديبا نتوان بافت از اين پشم كه رشتيم .
يكسر حيات است : 6 . يكى از خصوصيات آن جهان اين است كه سراسرْ حيات است ، حياتْ ذاتش است . اعضا و جوارح ، حىّ است : ماده اى نيست كه حيات بر آن عارض گردد و بعد سلب شود : * ( و ان الدار الاخرة لهى الحيوان . اليوم نختم على افواههم و تكلمنا ايديهم و تشهد ارجلهم ) * . سه نوع مجازات داريم : 7 . سه نوع مجازات داريم : مجازات اجتماعى به منظور تشفّى و يا به منظور تنبيه و عبرت ديگران ، مجازات به معنى مكافات ، و آثار وضعى اعمال كه اين خود كم و بيش در اين جهان وجود دارد :
به چشم خويش ديدم در گذرگاه كه زد بر جان مورى مرغكى راه
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 178 | مرتضى مطهرى