است .
18 . در گفتار ماه ، جلد 2 ، صفحه . . . مىگويد : بالاترين استعمارها استعمار فكرى است ، از قول مالك بن نبى الجزايرى در كتاب پديده هاى قرآنى [ نقل مىكند ] كه استعمار فكرى از استعمار سياسى و اقتصادى با همهء رنج و تلخى كه دارند خطرناكتر است . چون استعمارشده حس نمىكند كه استعمارزده است - بيمارى جهل است كهام الامراض است - ديگر نمىتواند با آن مبارزه كند .
19 . رسالت ما از همه مشكلتر است ، زيرا با استعمار فكرى و استسباع فكرى اروپايى مىخواهيم مبارزه كنيم و شخصيت ملت را به خودش باز دهيم .
استسباع بالاتر است از استعمار فكرى ، زيرا حيوان مستسبع تمام مشاعر و ادراكاتش تابع بلاارادهء آن سبع مىشود . مثلًا خرگوش يا اسب كه مستسبع يك درنده مىشود ، نه تنها ابتكار را از دست مىدهد و نمىتواند براى خود نقشهء فرار يا دفاعى بكشد و نه تنها به جاى خود ميخكوب مىشود و عملًا فرار نمىكند ، بلكه بىاختيار به طرف آن سبع مىرود ، يعنى طعمه به طرف خورنده مىرود .
20 . رمز اينكه الجزايريها بعد از 150 سال استعمار توانستند خود را با دادن يك ميليون و نيم قربانى خلاص كنند اين بود كه به فلسفهء زندگى مستقلى يعنى اسلام اعتماد و ايمان راسخ داشتند . در اواخر ، فرانسهء متمدن حاضر بود حقوق مساوى با فرانسويها به آنها بدهد و الجزاير جزء فرانسه بماند ، قبول نكردند ، با آنكه از سرمايهء علمى الجزايريها در اين مدت كاسته شده بود ، باسواد كمتر داشتند ، مدرسه كمتر داشتند ، سرمايهء مالىشان هم كه به كلى به تاراج رفته بود .
و همچنين ويت كنگهاى ويتنام كه اكنون با آمريكا مىجنگند ، داراى حماسه و حيات اجتماعى هستند ، هرچند فاقد علوم و اسباب و ابزارند .
رجوع شود به ورقه هاى حماسهء حسينى خصوصاً شمارهء 30 ،
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 418
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤١٨