تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
تاريخ در قرآن براى اقتباس و احتراز است . اقتباس صفات خُلقى عالى از قبيل صبرها و مقاومتها و حريتها و ايمانها و ديگر [ اينكه ] وضع سعادتمندانهء برخى ملل را ذكر مىكند . و اما احترازها عبارت است از احتراز از صفات بد ، تبعيتهاى كوركورانهء تابعين از متبوعين و غرورها و فسادها و غير ذلك . تاريخ در قرآن به منظور تحليل بردن قومى در قوم ديگر نيست . 14 . جامعه نيروهايى دارد و قائم به آن نيروهاست : منابع ثروت ، اسلحه و نيروى نظامى ، افراد فداكار و مجاهد و سرباز ، رجال علم و هنر و صنعت ، اخلاق عمومى و شخصيت اخلاقى ، از همه بالاتر معتقَدات خاص خود و فلسفهء زندگى از خود داشتن . همين قدر كه ما يك شعر حكمت اخلاقى از خودمان داريم و از سعدى و نظامى و مولوى و سنايىِ خود ما نقل مىكنيم ، به ما نيرو مىدهد و عزت مىدهد و در ما شخصيت ايجاد مىكند و به ما حماسه و غرور ملى مىدهد ، تا چه رسد كه ما از خودمان فلسفهء خاص زندگى و مكتب خاص داشته باشيم . موسولينى گفته است : هركس آهن دارد نان دارد ، اقبال پاكستانى گفته : هركس آهن است نان دارد . اقبال مىگويد : گل كوزهء خودمان به دست خودمان بايد تهيه شود . 15 . * ( و لاتجعل مصيبتنا فى ديننا ) * اهميت باختنِ روح و فلسفهء زندگى را نشان مىدهد ، زيرا از دست دادن مال و ثروت و اسلحه و سرباز و شهر و رودخانه به منزلهء خرابى بدن است و از دست دادن روح زندگى به منزلهء مردن است كه در عين سلامت ظاهرى بدن متلاشى مىشود . 16 . مال و ثروت ، اسلحه ، سرباز ، وسايل ساختمانى ، اجزاء كارخانه و بالاخره هر نيرويى خريدنى و قرض كردنى و قابل استعانت و استمداد است الَّا مكتب فكرى كه آن ديگر قابل عاريه كردن و يا خريدن نيست . نمىتوان مغز مفكَّر از ديگران عاريه كرد و يا خريد ، نمىتوان رشد عقلى عاريه كرد . 17 . همان طورى كه در دفتر 89 گفته‌ايم گناه عامه فكر نكردن
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 417 | مرتضى مطهرى