معرفت عبارت است از شناختن مراحل تكامل ، فضيلت عبارت است از طى كردن آن مراحل ، سعادت عبارت است از ادراك موفقيت در اجراى آن .
سعادت و كار : رجوع شود به ورقه هاى كار و تربيت ، سخن لينكلن و سخن سقراط .
سعادت و شقاوت
رجوع شود به ورقه هاى درد انسان و دواى انسان ، بند 10 .
ايضاً رجوع شود به كافى جلد 1 ، صفحهء 152 ، باب السعادة و الشقاء ، و به الميزان جلد 8 ، صفحهء 95 ( سورهء اعراف ، ذيل آيهء كريمهء :
* ( كما بدأكم تعودون فريقاً هدى و فريقاً حق عليهم الضلالة ) * ) .
سعادت يك نوع است و شقاوت انواعى دارد
1 . مىگويند تولستوى كتاب آناكارنيناى خود را اين گونه آغاز مىكند :
خانواده هاى خوشبخت همه به هم شبيهاند ولى خانواده هاى بدبخت هريك بدبختى خاص خود دارند .
يعنى خوشبختى يك نوع است اما بدبختى انواع گوناگون است ، زيرا عوامل خوشبختى مجموعه اى است و با فقدان هركدام نوعى بدبختى پيدا مىشود . اين نظير آن چيزى است كه در قرآن كريم آمده است كه راه حق يكى است و راههاى باطل گوناگون است ، هدايت يكى است و ضلالت انواعى دارد . در تعبير آية الكرسى آمده است :