نفس دارد و ديه اش ديهء انسان كامل است .
ولى اين شبهه آمده است كه دليلى در كار نيست كه سقط جنين قبل از ولوج روح ، حرام باشد ولى حق اين است كه سقط جنين مطلقاً حرام است ، ولى البته درجهء حرمت سقط جنين قبل از چهارماه با بعد از چهارماه متفاوت است ، همچنان كه نتوان گفت درجهء حرمت جنين چهارماهه با طفل نوزاد يكى است . لهذا براى حفظ جان مادر ، از جنين شرعاً مىتوان صرف نظر كرد ولى از نوزاد نمىتوان ، همچنان كه قتل يك نوزاد با يك جوان رشيد مؤمن على القاعده در يك درجه از حرمت نيست .
براى ادلهء حرمت سقط جنين ، رجوع شود به وسائل ، جلد 3 ، صفحهء 499 ، حديثى كه مىگويد : مادرى كه جنين را سقط كرده از او ارث نمىبرد ، زيرا قاتل است .
ادله اى كه در مورد ديهء جنين است حتى قبل از چهارماه ، دليل بر حرمت است ، از آن نظر كه شرعاً اين جنايت بر خود جنين اعتبار شده نه بر مايملك پدر و مادر ، و پدر و مادر وارث ديهء جنيناند به اعتبار مايملك فرزندشان .
روايت وسائل در صفحهء 499 اين است :
عن ابى عبدا لله عليه السلام فى امرأة شربت دواء و هى حامل لتطرح ولدها فالقت ولدها ، قال : ان كان له عظم قد نبت عليه اللحم و شق له السمع و البصر فان عليها دية تسلمها الى ابيه . قال : و ان كان جنيناً علقة او مضغة فان عليها اربعين ديناراً او غرّة تسلمها الى ابيه . قلت : فهى لاترث من ولدها من ديته ؟ قال : لا ، لانها قتلته .
راجع به حكم ديهء جنين در مراحل مختلف ، رجوع شود به وسائل ، جلد 3 ، صفحهء 487 و 498 .
از مجموع آيات قرآن و ادلهء مختلف فقهى در مواضع مختلف
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 40
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤٠