خانوادگى و ذخيره شدن احساسات زوجين براى يكديگر و ممنوعيت هرگونه التذاذى در خارج اين كادر چه به صورت بصرى و چه سمعى و چه لمسى و غيره .
5 . ما اگر بخواهيم خيلى اساسى در اين مسئله بحث كنيم يكى بايد در ريشهء طبيعى اين اجتماع بحث كنيم كه البته همهء فروع را يك جا حل مىكند و ديگر در آثار و فوايد آن . به عبارت ديگر يكى اينكه طبيعت در اين زمينه چه كرده است و از طبيعت چه درسى بايد بگيريم ؟ ديگر اينكه قطع نظر از طبيعت ، اساساً بشر در شعور آشكار خود كه به سوى زندگى خانوادگى گراييده است به خاطر چه چيز بوده است ؟ به عقيدهء ما پنج چيز سبب شده كه بشر زندگى خانوادگى را انتخاب كند .
زندگى خانوادگى به هر شكل و به هر سيستم كه باشد نقطهء مقابل اشتراك جنسى است كه افلاطون براى فيلسوفان حاكم و حكيمان فيلسوف پيشنهاد كرد و مىگويند مزدك هم طرفدار چنين نظريه اى بود و در ابتدا كمونيستها نيز عنوان كردند و پس گرفتند .
پنج خاصيت براى زندگى خانوادگى :
در زندگى خانوادگى پنج خاصيت وجود دارد :
اطمينان پدر و فرزندى :
الف . حفظ رابطهء نسلى براى مرد و حفظ رابطهء پدرى براى فرزند از نظر خود زن . وجود ولدالزناهاى فراوان موجب ناراحتى اجتماع است .
راسل و امثال او زندگى خانوادگى را تنها به خاطر همين هدف مىخواهند ، لهذا زناى محصنه را اجازه مىدهند .
صفا و وحدت :
ب . انسان ، گذشته از شهوت كه مانند هر حيوان ديگر دارد ، به چيز ديگر نيازمند است كه آن محبت است ، صفاست ، اتحاد در روح است ، نياز به عشق و وحدت و اتحاد روحى و صفا و صميميت [ است . ] حتى فيلسوفان مادى از قبيل راسل اين جهت را كه در ميان زوجين رابطه اى عاليتر از شهوت برقرار مىشود و آن محبت و علاقه به سرنوشت آن ديگرى است ، اتحاد در جان است ، و داد است كه قرآن مىفرمايد : * ( و من اياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجاً لتسكنوا اليها ) * [
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 37
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٧