زهد عارف از نظر ابن سينا :
الزهد عند غيرالعارف كأنه معاملة ما كأنه يشترى بمتاع الدنيا متاع الآخرة و الزهد عند العارف تنزه ما عما يشغل سرّه عن الحق و تكبّر على كل شئ غير الحق .
افرادى ديده شده و مىشوند كه واقعاً به زرق و برق دنيا بىاعتنا هستند و راز مطلب اين است كه توجه و سرگرمى به اينها را با حالت معنوى لذيذ خود منافى مىبينند .
در بحار جلد 16 ، جزء 2 ، صفحهء 84 از امام صادق نقل مىكند :
. . . و كل قلب فيه شك او شرك فهو ساقط . و انما ارادوا الزهد فى الدنيا لتفرغ قلوبهم للاخرة .
در اصول علم اقتصاد نوشين ، فصل « شكل ارزش - پول » مىگويد :
تسلط فوق العادهء طلا در اجتماع معاصر غالباً باعث تأثر و انزجار قلبهاى حساس است . مردان طالب حقيقت هميشه تنفر خود را نسبت به اين « فلز پليد » ابراز مىدارند و فساد اصلى اجتماع معاصر را به واسطهء وجود طلا مىدانند . ولى در حقيقت تكه هاى دايره مانند يك فلز زرد و درخشنده كه طلايش مىنامند ، تقصير و گناهى ندارند . . . قدرت و تسلط پول نماينده و مظهر عمومى قدرت و تسلط اشياء بر بشر است . اين قدرت و تسلط اشياء بر بشر از خصايص عمدهء اقتصاد بدون نظم و مبتنى بر مبادله مىباشد .
همانطور كه بشر بىتمدن زمان قديم بتى را كه به دست خود مىساخت معبود و مسجود خود قرار مىداد و آن را مىپرستيد ، بشر دوران معاصر نيز مصنوع خود را مىپرستد و زندگيش در تحت تسلط و اقتدار اشيائى است كه به دست خود ساخته و پرداخته است .
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 383
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٨٣