كه عقل را مخالط با بدن بدانيم .
روحانيت و بدبينى
مىگويند نوعى بيمارى روانى هست به نام « پارانوئيا » ( جنون هراس از ديگران ) كه همه را رقيب ، همه را دشمن ، همه را حسود ، همه را بدخواه و همه را كينه توز خود مىشمارد .
( ديباچه اى بر رهبرى ، صفحه 304 ) آيا مقدسين از روحانيين ما به چنين بيمارى مبتلا نيستند ؟
روحانيت
در كتاب ديباچه اى بر رهبرى ، صفحه 324 ، از كتاب گفتارى در باب استعمار ، نوشته « امه سه زر » نقل مىكند :
تمدنى كه در حل مسائلى كه ناشى از شيوه كار آن است فرو بماند ، تمدنى منحط است .
تمدنى كه بر حياتىترين مسائل خود چشم فرو بندد ، تمدنى مبتلاست .
تمدنى كه بااصول خود رياكارى كند ، تمدنى مردنى است . اين اصل درباره همه واحدها و مؤسسات و سازمانهاى مستقل صادق است و از آن جمله است سازمان روحانيت . اگر ما نفهميم كه مشكلاتى داريم و به اصطلاح نابينا باشيم نسبت به فرجام خود و فقط درباره زمان حال بينديشيم كه مثلًا امروز چه كسى مرجع باشد و چه كسى نباشد و يا بفهميم و نتوانيم حل كنيم و يا بر حياتىترين مسائل