تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 533

مساهمون:

ص٥٣٣

روح باطن يا باطن روح

مولوى مىگويد :
گاه خورشيدى و گه صحرا شوى گاه كوه قاف و گه عنقا شوى تو نه اين باشى نه آن در ذات خويش اى برون از وهمها وز بيش بيش

روح يا نفس - معرفةالنفس

رجوع شود به ورقه هاى خدا در آيينه انديشه بشرى ( سخنرانى در دانشگاه تبريز ، 26 / 2 / 53 ) . بحث خوبى در اين زمينه هست . روح رجوع شود به تفسير طنطاوى ، جلد 9 ، صفحه 31 - 50 ، ذيل آيه كريمه : * ( وكل انسان الزمناه طائره فى عنقه و نخرج له يوم القيمة كتاباً يلقيه منشوراً . اقرأ كتابك كفى بنفسك اليوم عليك حسيباً . ) * روح - ادله تجرد روح راجع به برهان « حضور ذاتنا لذاتنا لدى - ادراك ذاتنا يرى التجّردا » رجوع شود به بحثى كه ما در ورقه هاى خدا در آيينه انديشه بشرى كرده‌ايم . از نظر مقدمهء توضيحى بسيار مفيد است .

مسأله روح - ذره بىانتها

در ذره بىانتها ، مؤلف محترم در عين اينكه درصدد انكار روح است آن را اثبات مىكند .