تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤

خوردن ، شهوت بطن

1 . در اكل و شرب و عدم اسراف
2 . سخن آنگه كند حكيم آغاز يا سرانگشت سوى لقمه دراز كه ز ناگفتنش خلل زايد يا ز ناخوردنش به جان آيد لاجرم حكمتش بود گفتار خوردنش تندرستى آرد بار
گلستان ، صفحه 134
خوردن براى زيستن و فكر كردن است تو معتقد كه زيستن از بهر خوردن است
صفحه 135
اندرون از طعام خالىدار تا در او نور معرفت بينى تهى از حكمتى به علت آن كه پرى از طعام تا بينى
صفحه 118
چو كم خوردن طبيعت شد كسى را چو سختى پيشش آيد سهل گيرد وگر تن پرور است اندر فراخى چو تنگى بيند از سختى بميرد
صفحه 135
گوش تواند كه همه عمر وى نشنود آواز دف و چنگ و نى ديده شكيبد ز تماشاى باغ بى گل و نسرين بسر آرد دماغ ور نبود بالش آكنده پر خواب توان كرد حجر زير سر