15 . نهج البلاغه ، ص 128 ، خطبه 236 ( فى شأن ا لحكمين و ذم اهل الشام ) : * ( جفاة طغام و عبيد اقزام ) * - خوارج در اسلام عميق نبودند .
16 . نهج البلاغه ، جلد 4 ، صفحه 80 ( و من كتاب له الى ابى موسى الاشعرى جواباً فى امر الحكمين ) :
فان الناس قد تغير كثير منهم عن كثير من حظهم . . .
خوارج و عقيده امر به معروف و خروج و انقلاب
از جلد سوم ضحى الاسلام ، صفحه 80 و غيره برمىآيد كه يكى از مشخصات عقيده خوارج اين بود كه احتمال اثر را در امر به معروف و نهى از منكر شرط نمىدانستند و انقلاب را به هر حال واجب مىدانستند ، نتيجه هرچه باشد باشد و اين يكى از مظاهر جمود فكر خوارج بود . رجوع شود به يادداشتهاى « امر به معروف و نهى از منكر » . ايضاً رجوع شود به فجرالاسلام ، صفحه 257 ، خطبه اى كه در ابتدا براى خروج خود خواندند . ايضاً رجوع شود به يادداشتهاى « امر به معروف » شماره 129 .
گاهى عقيده خشونت آميز خوارج كه شعارشان « لاحكم الَّا لله » بود موضوع شعر شعرا قرار گرفته . ابن خلَّكان ، جلد سوم ، صفحه 5 ( شماره 416 ) اين رباعى را به سيد مرتضى علم الهدى ( رحمه الله ) نسبت مىدهد :
بينى و بين عواذلى
فى الحب اطراف الرماح
انا خارجى فى الهوى
لاحكم الَّا للملاح
رجوع شود به فجرالاسلام ، از صفحه 256 تا 265 ، تاريخچه اى درباره خوارج .
خوارج معتقد بودند كه عمل جزء ايمان است و مرتكبين كبائر كافرند و به همين دليل خلفاى اموى را كافر و واجب المحاربة مىدانستند . نقطه مقابل آنها مرجئه بودند كه برعكس خوارج كه همهء