فرق را غير از خودشان كافر و ازدواج با آنها را منع و حتى ذبايح آنها را غير جايز مىدانستند ، آنها همه را مؤمن مىدانستند و حتى بعضى مىگفتند : « لايضر مع الايمان معصية كما لاينفع مع الكفر طاعة » و از اين جهت شبيه بعضى از شيعه بودند . مرجئه عملًا خلافت امويها را تصديق مىكردند و به امويها خدمت كردند و به همين دليل مورد بى مهرى عباسيها واقع شدند و بعد از امويها منقرض گشتند .
( فجرالاسلام ، صفحه 292 ) زيدبن على درباره مرجئه گفته است : و هذا النظر اطمع الفساق فى عفوا لله .
رجوع شود به ورقه « عمل در اسلام ، عقيده مرجئه و خوارج و شيعه » و رجوع شود به ضحى الاسلام ، عقيده مرجئه و شيعه و خوارج .
يادداشت خوارج يا مشكل بزرگ على عليه السلام
1 . مردم ساده دل آمادهاند كه فتنه انگيزها در ميان آنها فتنه انگيزى كنند . داستانى كه در ذيل آيه 99 آل عمران آمده كه يهود نزديك بود ميان مسلمين فتنه ايجاد كنند ، مؤيد اين معنى است .