ملتها و حتى شهرها و نقاشيها هم همينطور ( 1 ) اين است كه ملتها از نظر روحى يك مشخصات خاص دارند .
بعضى بيشتر مغرورند و بعضى كمتر ، بعضى تعصب قومىشان زياد است بعضى نه ، بعضى احساساتى هستند و بعضى عقلى .
3 . پيوند اين مسأله با سعادت ملى ما و اينكه قطع نظر از اسلام سعادت ايرانى در چه چيز است ، خلاصه وسيله اى است براى شناخت و شناسايى خودمان . از اين زاويه بهتر خود را مىتوانيم بشناسيم . خودشناسى ملى نيز مثل خودشناسى فردى و خودشناسى نوعى مفيد و لازم است .
4 . علت اختلاف روحيه ملتها ، خصوصيات نژادى ( كه آن هم به نوبه خود معلول است ) ، محيط جغرافيايى ، حوادث تاريخى ، سوابق فرهنگى 5 . شخصيت ملى همين روحيه است .
6 . نظريه عوامل اقتصادى اقتصاد را زيربناى همه چيز مىداند ، منتها نبايد [ به معنى ] انكار تأثير معلول حتى در علت خود باشد .
7 . دو راه براى شناختن تناسب روح اسلامى با كالبد ايرانى :
شناختن مجراى هريك ، ديگر نوعى برقرارى رابطه عملى ايندو .
8 . رابطه را در دو قسمت بايد بحث كرد : مثبت و منفى . مثبت عبارت است از خدمات ايرانيان به اسلام ، منفى عبارت است از آنچه به عنوان عامل مقاومت گفته مىشود : شعوبىگرى ، زبان فارسى ، تشيع ، تصوف .
اسلام و ايران - زنادقه ( خدمات متقابل )
رجوع شود به تحقيق ماللهند ، ج 1 ، ص 220 ، آنچه راجع به قرآن
هامش
( 1 ) طرز تفكرها ، معيارهاى فكرى ، ذوقى ، پسندها ، انتخابها .