حكومت اسلامى
رجوع شود به تفسير المنار ، جلد 5 ، ذيل آيه كريمه * ( اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولى الامر منكم ) * از صفحه 180 تا 222 .
حكومت در اسلام
راجع به اينكه در قرنهاى دوم و سوم و چهارم امتياز طبقاتى عجيبى در كشورهاى اسلامى پيدا شد و علت آن ، رجوع شود به ظهرالاسلام ، ج 1 ، ص 114 و قبل و بعد آن .
و همچنين راجع به اينكه فساد حكومت منشأ چه فسادهايى شد ، رجوع شود به صفحه 121 و صفحات قبل كه ترف و تنعمها از يك طرف و فقر و بدبختيها از طرف ديگر ذكر مىشود .
اينكه در قرآن مىفرمايد : * ( و ان لم تفعل فما بلَّغت رسالته ) * ظاهراً اشاره به اين است كه [ اگر ] امر حكومت مختل شود ، همه چيز مختل شده . چون در امر حكومت اختلال پيدا شد ، فكر عربيت جلو آمد و عكس العملش اين شد كه فكر شعوبى به وجود آمد . در اثر فكر عربيت بود كه امراى مسلمين خيال مىكردند دنيا مال آنهاست ، گله گله غلام و كنيز به دوستان خود هديه مىكردند . در ضحى الاسلام ، جلد 1 ، ضمن بيان ثقافت هند مىگويد : خالدبن عبدا لله قسرى يك كنيز هندى خوشگل را به يك شاعرى پيشنهاد كرد كه يك شعر خوب در موضوع آن بگويد و آن را ببرد . مسلماً اينطور رفتار با بشر با روح اسلام منافى بوده است .
رجوع شود به ورقه « مليت و زبان » .
حكومت
رجوع شود به ورقه هاى « عدالت و حكومت » .