نژاد يا مذهب يا مليت امتيازى قائل است و در نتيجه به حقوق ديگران تجاوز مىكند و در آنها نيز ميل به عصيان و طغيان و انتقام پيدا مىشود و در نتيجه جنگ و خونريزى و ناامنى پيدا مىشود و صلح و سلامت از بين مىرود .
ايضاً در مقدمه مىگويد :
ظهور دنيايى كه در آن افراد بشر در بيان عقيده آزاد و ازترس و فقر فارغ باشند ( 1 ) به عنوان بالاترين آمال بشر اعلام شده است .
يعنى بايد محيط زندگى به نحوى باشد كه اولًا هركسى از لحاظ عقيده و بيان آن آزاد باشد و عقايد در صحنه تنازع آزادانه بقا جاى خود را به يكديگر بدهند ، و ديگر اينكه ترس و بيمى افراد بشر از يكديگر نداشته باشند ، ترس فقط از قانون و تخلفات و جرايم باشد ، يا طبيعت و عالَم . سوم اينكه فقر ريشه كن شود . اين هرسه نكته قابل توجه است ، حتى در مورد آزادى عقيده و آزادى بيان آن .
ايضاً در مقدمه مىگويد :
اساساً حقوق انسانى را بايد با اجراى قانون حمايت كرد تا بشر به عنوان آخرين علاج به قيام بر ضد ظلم و فشار مجبور نگردد .
يعنى بايد قوانينى بر مبناى حقوق واقعى و حيثيت ذاتى همه افراد وضع و اجرا شود و آن قوانين از حقوق بشر حمايت كنند والَّا عدالت و آزادى به خطر خواهد افتاد . وقتى كه عدالت و آزادى از ميان رفت و ظلم و اختناق جاى آنها را گرفت ، صلح جهانى به خطر خواهد افتاد
هامش
( 1 ) استثمار چطور ؟ ممكن است استثمار باشد بدون ترس و فقر .