حافظ - مقدمه شاملو
1 . ص 25 : حافظ كفرگو 2 . ص 35 : شناخت حافظ از جهان ، علمى نيست ( بر خلاف شناخت جناب شاملو ) . او اول فهميده كه عقايد موجود منطقى نيست ، به جستجو پرداخته و بعد همه معتقدات پيشين را دور ريخته و سپس به جايى نرسيده ، خسته و كوفته برگشته و در قلمرو خوشباشى و فلسفه دم غنيمتى لنگر فروكشيده و اين سرنوشت جبرى او بوده است .
3 . ص 36 : عقايد حافظ درباره توكل ، قضا و قدر ، برعكس عقايد اخبارى او مربوط است به دوره هاى مختلف .
اين جناب آن چيزى كه احتمال نمىدهد اين است كه او با منطق امثال حافظ آشنا نيست .
4 . اشعار خوشباشى در صفحه 39 5 . حافظ به لج ديگران خراباتى شده است ( ص 39 ) ! ! 6 . حافظ به دليل فلسفه خوشباشى لسان الغيب شده : ص 40 ( آفرين بر هوش )