را ايجاب مىكند .
د . عناصر مشكَّله و دخيله در بافت جهان برحسب ديد الهى مجموعه اى است از عناصر مادى و عناصر غيرمادى ( روحى ، ملائكه ) و همچنين قوانين حاكم بر جهان برحسب نظر مادى صرفاً مادى و ماشينى و تابع قواعد فيزيكى است و برحسب جهان بينى الهى يك سلسله قوانين ديگر نيز حاكم است كه ناشى از دخالت آن عناصر ديگر است . مثال خوبى كه در اين زمينه هست مثال تأثير عوامل مادى و عوامل روحى در مسائل پزشكى است معالجات روحى نسبت به امراض مادى مسألهء جالبى است . ( رجوع شود به بحث مربوط در باب علت و معلول اسفار و به الهيات اسفار ، بحث دعا و به كتاب تداوى روحى كاظم زاده . ) توجيه استجابت دعا و معجزات از اين راه است .
ه . پيوند اجزاى جهان با آفريننده شان تكويناً كه تسبيح و عبوديت است ( * ( يسبّح لله ما فى السموات و ما فى الارض ) * ) و رابطهء خاص انسان تشريعاً .
و . رابطهء جهان با انسان از لحاظ راهى كه در زندگى انتخاب مىكند كه آيا جهان حامى و طرفدار اهل حق است و يا بىتفاوت است آنچنان كه ويل دورانت در درسهاى تاريخ مىگويد ؟
ز . رابطهء اجزاى عالم با گذشته است ، خصوصاً رابطهء انسان با عوامل گذشته كه آيا جبر و تبعيت قهرى است يا اختيار و آزادى نيز هست . ما معتقديم كه اختيار به معنى واقعى و آزادى واقعى مستلزم قيام در برابر عوامل جبرى مادى است . در اينجا سه مكتب است :
مكتب جبر مادى ( ماركسيسم ) ، مكتب اختيار مادى ( اگزيستانسياليسم ) و مكتب اختيار الهى . و معتقديم بنا [ بر ] ماديت جز جبر مطلق حكمفرما نيست و اگزيستانسياليسم بيش از ماركسيسم اشتباه مىكند .
ح . ارزيابى خصوص انسان در جهان از چند جهت :
1 . كرامت و شرافت ذاتى و تكيه بر شعار « انسان باش و
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 387
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٨٧