جاهليت و اسلام
عرب جاهلى - همان طورى كه در ورقه هاى « خطابه و منبر » گفتيم از فنون سه گانهء سخن شعر را خوب مىگفت ( البته در حدود معانى خاصى ) و خطابه كم داشت و نويسندگى هيچ نداشت . اسلام آمد و با تقديس قلم كتابت را به وجود آورد ، با تشريع خطبه در نماز جمعه و عيدين خطابه را تكميل كرد و با تثقيف اذهان در معانى اشعار توسعه داد . در ورقه هاى « زن ، دختردارى » گفتيم كه عرب جاهلى مىگفت : « نعم الختن القبر » و مىگفت : « من المكرمات دفن البنات » .
جبّارى روزگار
ابوالعلاء معرّى ، شروح سقط الزند ، ج 3 ، ص 974 :
خفّف الوطؤ ما اظن اديم ال
ارض الَّا من هذه الاجساد
سعدى ، « مواعظ » :
بسا خاكا به زير پاى نادان
كه گر بازش كنى دست است و معصم
ايضاً « مواعظ » :
خاك راهى كه بر او مىگذرى ساكن باش
كه عيون است و جفون است و خدود است و قدود
جبر و اختيار از نظر ماترياليسم تاريخى
رجوع شود به ورقه هاى « نقش شخصيت در تاريخ » .
جبر تاريخ
رجوع شود به ورقه هاى « اسلام و مقتضيات زمان - جبر تاريخ » و به مقالهء « ختم نبوت » در كتاب خاتم پيامبران .