است به آن معنى كه ما در حب دنيا هميشه مىگوييم . و اگر مفسده در خود جاه بوده باشد ، يا از آن جهت است كه بالذات مفسده دارد نسبت به همهء افراد ، يا از آن جهت است كه همهء اشخاص استعداد و لياقت و اهليت ندارند و به اصطلاح لغزشگاه است و اشخاص تمرين نكرده همين كه به قلهء جاه رسيدند سرگيجه مىگيرند و سقوط مىكنند ، يعنى طغيان مىكنند و فساد برمىانگيزند .
از آثار دينى به دست مىآيد كه شهرت بالذات نقيصه نيست ، نقمت نيست ، نعمت است به دليل اينكه راجع به رسول اكرم مىفرمايد : * ( و رفعنا لك ذكرك . ) * شايد جملهء دعاى ابوحمزهء ثمالى كه مىفرمايد : « * ( ربّيتنى صغيراً و نوّهت ( 1 ) به اسمى كبيراً ) * » نيز همان شهرت باشد . و همچنين احترام و محبوبيت هم عيب و نقيصه نيست ، به دليل اينكه در قرآن اين جهت هم مورد ستايش و به عنوان نعمت ذكر شده :
* ( ان الذين امنوا و عملوا الصالحات سيجعل لهم الرحمن ودّاً ) * . ايضاً : * ( فاجعل افئدة من الناس تهوى اليهم . ) * ايضاً آيهء : * ( وجيهاً فى الدنيا و الاخرة . ) * و نيز خود مقام و پست و شغل عالى اجتماعى نيز نقص نيست ، به دليل : * ( قال اجعلنى على خزائن الارض ، ) * ايضاً به دليل : * ( رب اغفر لي و هب لى ملكاً لاينبغى لاحد من بعدى ، ) * ايضاً به دليل : * ( اتيه الله الملك ) * و نظاير اين تعبير ، مثل آيهء 54 و [ 32 ] نساء و بقره [ 247 ] .
3 . در تاريخ اسلام داستانها در باب ترك جاه هست كه بعضى بجا و بعضى بى جا بوده است ، از قبيل داستان معروف ابراهيم ادهم و داستان غزالى .
4 . در صفحهء 15 شمارهء دوم تيرماه 1341 « اطلاعات » از منتسكيو نقل كرده است :
« اگر كسى مىخواست فقط خوشبخت باشد به آسانى
هامش
( 1 ) ناه النبات : ارتفع . نوّه تنويهاً الشىء : رفعه ، بفلان : دعاه برفع الصوت ، رفع ذكره ، مدحه و عظَّمه ، و يقال : نوهت بالحديثاى اشدت به و اظهرته . نوّه باسمه : دعاه ايضاً .