سعدى ، بوستان :
يكى روبهى ديد بىدست و پاى
فرو ماند در لطف و صنع خداى
كه چون زندگانى بسر مىبرد
بدين دست و پاى از كجا مىخورد ؟
در اين بود درويش شوريده رنگ
كه شيرى برآمد شغالى به چنگ
شغال نگون بخت را شير خورد
بماند آنچه روباه از آن سير خورد
اتقوا مواضع التهم
لكه اى تيره تر ز تهمت نيست
آنچه گويم در اين زمينه كم است
تا گرفتار تهمتت نكنند
منشين با كسى كه متهم است
هر كه آماج تير تهمت شد
چون كمان قامتش هميشه خم است
هر كه پند رسول اكرم را
كار بندد رها ز بند غم است
دانى آن پند آسمانى چيست ؟
« اتقوا من مواضع التهم » است
دكتر رسا شاعر آستانهء رضوى - نقل از شمارهء 3 مجلهء آستانه ، بهمن 1339