تربيت نيست ، عامل جلوگيرى از بىتربيتى و فساد هست ولى پرورش دهنده نيست ، بازدارنده است و وجودش لازم و ضرورى است . ( نظر راسل و انتقاد از آن ) زيان ترسها و ارعابها در اطفال كه فلسفه آن را نمىدانند .
( داستان لاتزرموا على ابنى ، پس رانىها ) 5 . مسألهء تقويت ذوق و استعداد هنرى هم خود مسأله اى است كه از نظر اسلام بايد مورد توجه قرار گيرد ( 1 ) ، زيرا هنر هم يك بعد از ابعاد روح انسان است مانند بعد دينى ، بعد علمى ، بعد اخلاقى يا ايمان و عاطفه مذهبى و حقيقت جويى و كشف حقايق و روشن شدن و قوت اراده و كسب مكتسبات خوب .
6 . مسألهء تربيتهاى اجتماعى كه روح اجتماعى و تعاون و همكارى و كار دسته جمعى و علاقه به سرنوشت جامعه در فرد پيدا شود ، روح انزوا و انفراد و تكروى از بين برود ( اين مسأله در مرحله دوم و ضرورت ثانوى است ) همچنانكه بايد روح آزادى و دموكراسى و پرهيز از استبداد و لجاج در طفل پيدا شود ، همچنين روح احترام به انسانها .
7 . راجع به تربيت شعور باطن ، رجوع شود به ورقه هاى « معجزه و خرق عادت » ، آنچه از كتاب * ( تداوى روحى ) * كاظم زاده از مسيو كوئه صفحه 18 و 19 نقل شده است .
8 . راجع به تربيت اولاد ، رجوع شود به ورقه هاى « خانواده » .
9 . راجع به ضرورت تربيت ( ورقه « تربيت و ايدئولوژى » )
تضاد
رجوع شود به ورقه هاى « فلسفه » .
هامش
( 1 ) رجوع شود به جزوه « چه بايد كرد ؟ » .