است قناعت نكرده ، به عبادت به منظور تربيت شكل داده است ، يعنى رعايت نظافت و پاكيزگى ، احترام به حقوق و به يك جهت ايستادن و [ با ] تاريخ مربوط شدن كه اول معبد را قبله قرار دادن ، ضبط نفس ، سلام و صلح طلبى و خيرطلبى ، وقت شناسى و نظم ، جهت شناسى ، نيت و اخلاص ، همكارى و همدلى و همگامى .
2 . ايضاً ( 1 ) در اسلام به پرورش جسم به معنى تقويت جسم و سالم نگه داشتن جسم و كارهايى كه سبب رشد بيشتر جسم مىشود ، اهميت داده شده است . مثلًا فلان چيز نور چشم را زياد مىكند يا دندانها را محكم مىكند يا معده را ، يا مغز را [ سالم مىكند ، ] يا عمر را زياد مىكند و امثال اينها . البته تقويت جسم و پرورش به مفهوم تربيت جسم غير از تن پرورى اصطلاحى است كه احياناً ملازم است با تضعيف جسم ، و لااقل رابطه ميان [ ايندو ] عموم من وجه است .
تن پرورى در واقع نفس پرورى يعنى شهوت پرورى است و اصطلاح خوبى هم نيست .
3 . كداميك از اينها غايتند ؟ كمال انسان در كداميك از اينهاست ؟ آيا همهء اينها وسيلهء خوش بودن بيشتر و لذت بيشتر است ، يا كمال واقعى از نظر اسلام همان اتصال به حق است و همه چيز ديگر وسيله است و راه است براى آن ؟
4 . شروع مطلب : تربيت و فرق آن با صنعت ، و قطع و وصل ، و پيراستن و آراستن . تربيت به ظهور آوردن و به فعليت رسانيدن آن چيزهايى است كه در باطن هست و اين خود مستلزم اين است كه باطن متوجه غايتى باشد و فعليت در قوه مضمن باشد . تربيت شكوفان كردن گل است و به همين دليل جبر و زور و ترس عامل
هامش
( 1 ) [ از اينجا تا صفحه بعد محل ستاره ، مطالبى است كه در نسخه اصل دستنويس بر روى آنها يك خط طولى كشيده شده است . علت خط خوردگى به احتمال زياد مورد استفاده قرار گرفتن اين مطالب در جاى ديگرى بوده است . نظر به اينكه به حذف اين قسمت از يادداشتها از طرف استاد يقين نداشتيم ، با بيان اين توضيح به درج آن مبادرت ورزيديم . ]