45 . عجيب اين است كه انسان از مقام نيمه خدايى و خليفة اللَّهى سقوط كرد ، اما طولى نكشيد كه خود به صورت « بت » درآمد و لايق پرستش . و اين لازمه تفكيك ميان انسان متعالى و دين است .
انسان ، دروازه معنويت و غيب و ملكوت :
46 . عطف به نمرهء 44 ، در حديث است از امام هشتم * ( : لايعرف ما هنالك الَّا بما ههنا ) * . حديث نبوى است : * ( من عرف نفسه عرف ربه ) * . سقراط گفت : « خود را بشناس . » انسان همواره دروازهء معنويت و غيب و ملكوت بوده است .
47 . مولوى در ( ديوان شمس ) ( جلد اول ، صفحه 255 ) مىگويد :
بنماى رخ كه باغ و گلستانم آرزوست
بگشاى لب كه قند فراوانم آرزوست
يعقوب وار وا اسفاها همى زنم
ديدار خوب يوسف كنعانم آرزوست
زين همرهان سست عناصر دلم گرفت
شيرخدا و رستم دستانم آرزوست
جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او
آن نور روى موسى عمرانم آرزوست
دى شيخ با چراغ همى گشت گرد شهر
كز ديو و دد ملولم و انسانم آرزوست
گفتند يافت مىنشود جستهايم ما
گفت آن كه يافت مىنشود آنم آرزوست
شايد سعدى ناظر به اين غزل است و آن را جواب مىگويد در « طيبات » :
از جان برون نيامده جانانت آرزوست
زنّار نابريده و ايمانت آرزوست
مردى نه اى و خدمت مردى نكره اى
وانگاه صف صفه مردانت آرزوست
فرعون وار لاف انا الحق همى زنى
وانگاه قرب موسى عمرانت آرزوست