مىدهيد ؟ گفتند : ترا به حق بشارت مىدهيم . نااميد مباش . گفت : جز گمراهان ، چه كسى از رحمت پروردگارش نااميد مىشود ؟ گفت : اى فرستادگان ، چيست كار مهم شما ؟ ! گفتند :
ما بسوى قومى مجرم ، فرستاده شدهايم . بجز آل لوط ، كه همه را نجات مىدهيم . بجز زنش كه مقدر ساختيم كه از باقى ماندگان باشد و هلاك شود .
قرائت :
تبشرون : نافع بكسر نون و برخى بفتح نون خواندهاند . وجه قرائت نافع اين است كه نون دوم بخاطر تكرار و سنگينى حذف شده است . نه نون اول كه علامت رفع است . حذف اين نون - كه زايده است - در كلام عرب شايع است . مثل :
ابا لموت الذى لا بد انى * ملاق لا اباك تخوفينى
يعنى : آيا بمرگ كه ناگزير ملاقاتش خواهم كرد ، مرا مىترسانى .
ابن كثير ، نون « تبشرون » را به تشديد و كسره خواندهاست . وجه آن ، ادغام نون اول در نون دوم است . وجه فتحهء نون اين است كه مفعول آن حذف شده است .
برخى بروايت از يعقوب « تبشرونى » خواندهاند .
يقنط : ابو عمرو و كسايى اين كلمه را در هر كجا باشد بكسر نون و ديگران بفتح نون خواندهاند . اينها دو لغتند و تفاوتى از لحاظ معنى ندارند .
لمنجوهم : اهل كوفه - بجز عاصم و يعقوب - بدون تشديد و ديگران به تشديد خواندهاند . به تشديد از باب تفعيل و بدون تشديد ، از باب افعال است و هر دو در قرآن كريم به كار رفته . مثل
« وَ نَجَّيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا »
( انبياء 88 ) و
« فَأَنْجاهُ اللَّهُ مِنَ النَّارِ »
( عنكبوت 24 ) قدرنا : ابو بكر از عاصم بدون تشديد ( همچنين در سورهء نمل ) و ديگران به تشديد خواندهاند . هر دو بر حسب لغت ، يك معنى دارند . هذلى گويد :
و مفرهه عنس قدرت لساقها * فخرت كما تتايع الريح بالقفل
يعنى : شترى نيرومند كه من خواستم بساقش بكوبم و بر اثر زدن من بر زمين افتاد ، هم چنان كه درخت خشك بر اثر وزش باد ، سقوط مىكند .