3 - يعنى اين آياتى كه در تورات وعدهء آن بشما داده شده .
« الْمُبِينِ »
بگفته مجاهد و قتاده : يعنى آشكار كنندهء حلال و حرام خدا و بيان كنندهء منظور و مراد خويش .
« إِنَّا أَنْزَلْناهُ »
يعنى اين قرآن را نازل كرديم ، و زجاج گفته : يعنى اين داستان يوسف را . . . به جهت آنكه علماى يهود ببزرگان مشركين گفتند : از محمد بپرسيد :
بچه علت خاندان يعقوب از شام بمصر آمدند ؟ و داستان يوسف را از وى سؤال كنيد ؟
« قُرْآناً عَرَبِيًّا »
يعنى روى مجراى كلام عرب در گفتگوى خود آن را به زبان عرب نازل كرديم . و ابن عباس از رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله - روايت كرده كه فرمود :
من عرب را بخاطر سه چيز دوست دارم : ( 1 ) چون خودم عرب هستم ( 2 ) چون قرآن عربى است ( 3 ) چون زبان اهل بهشت عربى است .
« لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ »
شايد شما همهء معانى قرآن را بدانيد و هر چه در آن است بفهميد . و برخى گفتهاند : يعنى تا بدانيد كه اين قرآن از جانب خدا است ، زيرا ما آن را به زبان عرب نازل كرديم ولى شما از آوردن مثل آن عاجزيد .
« نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ »
زجاج گفته : يعنى ببهترين بيان آن را براى تو بيان ميكنيم ( نه اينكه منظور بهترين داستانها باشد ) چنانچه مىگوييد « صمت احسن الصيام » بهترين روزهها را گرفتم يا « قمت احسن القيام » ببهترين وجهى ايستادم ، كه معنا همان مىشود كه ما ببهترين بيان و واضحترين آنها براى تو داستان كرديم .
« بِما أَوْحَيْنا إِلَيْكَ هذَا الْقُرْآنَ »
يعنى روى آنكه اين قرآن را بر تو وحى كرديم و حرف « باء » در اينجا براى بيان « قصص » است ، يعنى اين داستانها بوحى قرآنى است . و برخى گفتهاند : اينكه قرآن را « احسن القصص » ناميده بخاطر آن است كه از نظر فصاحت لفظ و زيبايى معنى و شيرينى الفاظ و حسن ترتيب و يك شكل بودن فواصل در هر كدام بحدّ نهايى است ، و برخى گفتهاند : در اين قرآن داستانهاى ملتهاى گذشته و احوال آينده و آنچه مورد احتياج مردم است تا روز قيامت هر يك را با دلچسب ترين لفظ و بهترين نظم و ترتيب بيان داشته است .