« وَ رَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقاً حَسَناً »
برخى گفتهاند : منظور از روزى نيكو در اينجا مقام نبوت است . و حسن گفته : معناى اين جمله آن است كه خداوند مرا بدين خود هدايت كرده و روزى خود را بر من وسيع گردانده ، چون مال زيادى داشت . و برخى گفتهاند : هر نعمتى كه از طرف خداى سبحان به انسان برسد همان روزى وسيع است .
و در اينجا جملهاى در تقدير است كه از نظر ادبى جواب استفهام است و آن اين است كه « آيا با چنين نعمتهايى كه خدا به من داده از عبادت و پرستش او رو بگردانم . . . » و اين جملهاى است كه از مضمون كلام معلوم گردد و جملههاى بالا بر آن دلالت دارد .
« وَ ما أُرِيدُ أَنْ أُخالِفَكُمْ إِلى ما أَنْهاكُمْ عَنْهُ »
يعنى من چنان نيستم كه شما را از چيزى نهى كنم و خود بدان دست زنم و هر چه را براى خود به پسندم همان را براى شما پسنديده و انتخاب ميكنم . و معناى ديگر آن است كه هدف من از اينكه شما را از اين كار نهى ميكنم و باز دارم جلب منفعت براى خودم نيست و چنان نيست كه من شما را از كم فروشى نهى كنم تا سود آن عايد خودم گردد .
« إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلاحَ »
و من از اين امر و نهىها جز اصلاح كار دين و دنياى شما نظرى ندارم .
« مَا اسْتَطَعْتُ »
تا آنجا كه بتوانم و قدرت داشته باشم .
« وَ ما تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ »
و توفيق من در مورد امر و نهى بشما جز به خدا نيست و جز او كسى به من توفيق نميدهد ، و آنچه من انجام مىدهم به نيرو و قدرت خودم نيست بلكه بكمك و لطف خدا و سبب سازى او است .
« عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ »
و معناى توكل بر خدا رضايت به تدبير او و واگذار كردن كارها به دو و توسل باطاعت و فرمانبردارى او است .
« وَ إِلَيْهِ أُنِيبُ »
مجاهد گفته : يعنى در روز معاد بازگشتم بسوى او است ، و حسن گفته : يعنى در كردار و نيت دل به خدا رو آورم يعنى همهء كارهاى خود را براى رضاى خدا انجام دهم .
« وَ يا قَوْمِ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شِقاقِي أَنْ يُصِيبَكُمْ . . »
بگفتهء زجاج : يعنى مخالفت و دشمنى