خدا را پرستش كنى از ستمكاران بنفس خويش خواهى بود ، زيرا زيانى را كه همان عقاب و عذاب باشد بنفس خود وارد ساختهاى . و اين خطاب اگر چه در ظاهر به پيغمبر است ، ولى در حقيقت مقصود از آن امت ميباشند « 1 » .
« وَ إِنْ يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلا كاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ »
و اگر خداوند محنتى از بلا ، يا سختى يا بيمارى براى تو بياورد هيچكس جز وى قادر بر رفع آن نيست ، و گويا خداى سبحان پس از بيان اينمطلب كه غير او سود و زيان نميرساند ميخواهد بفرمايد : قدرت بر سود و زيان تنها بدست او است .
« وَ إِنْ يُرِدْكَ بِخَيْرٍ فَلا رَادَّ لِفَضْلِهِ »
و اگر خيرى براى تو بخواهد از سلامتى جسم و نعمت و فراخى در زندگى و امثال آن نيز احدى قدرت جلوگيرى و منع آن را ندارد .
« يُصِيبُ بِهِ مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ »
خير را بهر كه خواهد از بندگان خويش مىرساند و بمقتضاى حكمت و بر طبق مصلحتى كه ميداند بوى عطا مىكند .
« وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ »
و او در مورد گناهان بندگان خود آمرزنده است و نسبت بدانها مهربان و رحيم است .
هامش
( 1 ) - چنانچه نظائر آن گذشت ، و در مقدمهء كتاب هم تذكر داده شد كه قرآن از باب « اياك اعنى و اسمعى يا جاره » است . كه در بسيارى از موارد مخاطب رسول خدا ( ص ) است ولى منظور امت او هستند .