3 - حتماً در ميان آنها افرادى بودند كه در حال شك و ترديد بودند و ديگران نيز در نامبردارى تابع آنها گشتند و ذكر آنها غلبه كرد .
« وَ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ »
و پروردگار من مرا مأمور كرده كه از تصديق كنندگان توحيد بوده و پرستشم را براى او خالص گردانم .
« وَ أَنْ أَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ . . . »
اين جمله عطف بما قبل است ، يعنى و به من گفته شده كه خود را براى دين پا بر جا كن ، يعنى استقامت در دين داشته باش ، و بدانچه مأمور گشتهاى از تحمل امر شريعت و قيام بوظائف رسالت روى آر . و برخى گفتهاند :
يعنى روى خود را در نماز بسوى كعبه متوجه كن .
« حَنِيفاً »
يعنى از روى استقامت در دين .
« وَ لا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ »
معناى اين جمله نهى از شرك در عبادت است يعنى از مشركان در عبادت پروردگار خود مباش .
« وَ لا تَدْعُ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَنْفَعُكَ وَ لا يَضُرُّكَ »
و مخوان جز خدا چيزى را كه اگر فرمانبرداريش كنى سودى به تو نرساند ، و اگر نافرمانيش كنى و رهايش سازى زيانى به تو نزند ، يعنى چنانچه مشركان بتهاى خويش را به صورت معبود خود ميخوانند تو غير خدا را اين گونه مخوان .
و اينكه فرمود : . . . مخوان جز خدا آنچه را سودت ندهد و زيانت نرساند . . .
با اينكه اگر فرضاً غير خدا سود و زيانى هم داشت عبادت و پرستش آن چيز جايز نبود به دو جهت است :
1 - معناى جمله اين است كه نفع و زيان او مانند نفع و زيان خدا باشد يعنى چيزى را كه چون سودت ندهد چون سود خدا و زيانت نرساند چون زيان خدا .
2 - معناى اين آيه آن است كه وقتى بنا شد پرستش غير خدا - اگر چه سود و زيانى هم داشته باشد - قبيح و زشت باشد ، پرستش چيزى كه سود و زيانى ندارد قبيحتر و زشتتر خواهد بود .
« فَإِنْ فَعَلْتَ فَإِنَّكَ إِذاً مِنَ الظَّالِمِينَ »
و اگر با امر و فرمان خدا مخالفت كرده و غير