افكندند موسى بدانها گفت : آنچه را كه شما از چوبها و طنابها آورديد همه سحر و جادو بود ، يعنى آنچه را من آوردم سحر نبود بلكه آنچه را شما آورديد سحر بود ، و اين معنايى است كه « فراء » گفته ، و ألف و لام در « السحر » را ألف و لام عهد گرفته است .
« إِنَّ اللَّهَ سَيُبْطِلُهُ إِنَّ اللَّهَ لا يُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِينَ »
و به زودى خداوند اين سحرى را كه انجام داديد باطل مىكند و براستى كه خدا كار مفسدان را اصلاح نميكند ، يعنى خداوند كار كسى را كه قصد افساد در دين دارد روبراه نمىكند و آن را باطل ميسازد تا حق آشكار گردد و حقدار از پيرو باطل متمايز گردد .
« وَ يُحِقُّ اللَّهُ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ »
و خداوند بكلمات خويش حق را آشكار و پيروز و ثابت گرداند و اهل حق را يارى دهد . و در اينكه منظور از « كلمات خدا » در اينجا چيست چند وجه گفتهاند :
1 - منظور وعدهء نصرتى است كه موسى به پيروان خود داده بود و خدا به اين وعده عمل كرد ، و اين قولى است كه از حسن نقل شده .
2 - جبائى گفته : يعنى آن كلامى كه بوسيلهء آن معانى آيههايى را كه بر پيغمبر خدا - صلى اللَّه عليه و آله - نازل فرموده بود آشكار ميكرد .
3 - حكم مسلم و قطعى كه در لوح محفوظ ثبت شده بود كه اين كار در آينده خواهد شد .
« وَ لَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ »
و گرچه بدكاران پيروزى حق و نابودى باطل را خوش ندارند . و اين آيه دليل است بر اينكه خداى تعالى طرفداران حق را در مورد حقشان يارى مىكند به دو جور :
اول - بوسيلهء حجت و برهان كه اين در هر حالى با حق همراه خواهد بود .
و دوم - بوسيلهء پيروزى و غلبه كه البته اين نوع يارى بحسب مصلحت فرق مىكند زيرا مصلحت گاهى به رها ساختن جلوى دشمن ، و گاهى بجلوگيرى و ممانعت از آنها است
.