« إِنَّهُمْ ساءَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ »
يعنى كار آنها بدكارى است .
« لا يَرْقُبُونَ فِي مُؤْمِنٍ إِلًّا وَ لا ذِمَّةً »
معناى آن گذشت ، و فائده تكرار آيه آن است كه آيهء پيشين در وصف پيمان شكنان است و اين آيه در وصف آن كسانى است كه آيات را ببهايى اندك ميفروشند ، و برخى گفتهاند : تكرار آن براى تأكيد است .
« وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُعْتَدُونَ »
يعنى در كفر و سركشى از حدّ گذراندهاند .
« فَإِنْ تابُوا »
يعنى از شرك و بتپرستى پشيمان شدند و تصميم گرفتند تا ديگر بدان باز نگردند و اسلام را پذيرفتند .
« فَإِخْوانُكُمْ فِي الدِّينِ »
در اين صورت آنها برادران دينى شما هستند ، و با آنها مانند ساير برادران مؤمن خود رفتار كنيد .
« وَ نُفَصِّلُ الْآياتِ »
يعنى آيات را شرح ميدهيم و بخصوص هر يك را از ديگرى جدا ميكنيم تا از هم متمايز گردد و ببهترين ترتيب و كاملترين وجه مدلول و مفاد آن ظاهر شود .
« لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ »
براى مردمانى كه بدان دانا هستند و در آن تدبر كرده در صدد شناسايى آن هستند ، نه آن نادانانى كه بدان نينديشند .
« وَ إِنْ نَكَثُوا أَيْمانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ »
يعنى پيمانها و عهدها و سوگندهايى را كه بستهاند بشكنند .
« فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ »
با رؤساى كفر و گمراهى پيكار كنيد ، و اينكه بالخصوص دستور پيكار با آنان را صادر فرموده بدانجهت است كه آناناند كه پيروان خود را گمراه كنند ، و حسن گفته : منظور همهء كفار هستند زيرا هر كافرى پيشواى خويش است در كفر و بى ايمانى و پيشواى ديگران است در دعوت بسوى كفر . و ابن عباس و قتاده گفتهاند : منظور همان رؤساء و بزرگان قريش هستند مانند : حارث بن هشام ، و ابو سفيان بن حرب ، و عكرمة بن أبى جهل ، و ساير رؤساى قريش كه پيمان شكنى كردند . و حذيفة بن يمان ( يكى از اصحاب رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله ) ميگفت : أهل اين آيه پس از اين خواهند آمد ، و مجاهد گفته : آنان مردم روم و فارس هستند ، و امير المؤمنين عليه السلام اين آيه را در جنگ بصره قرائت كرد آن گاه فرمود : هان به خدا سوگند كه رسول خدا - صلى -