كه آنها را شريك در عبادت خداى تعالى قرار دادهايد - يا شريك در اموال خود قرارشان دادهايد - كسى هست كه بتواند موجودات را از عدم بوجود آورد ، و دوباره در عالم ديگر بازشان گرداند ؟
« قُلِ اللَّهُ يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ »
يعنى اگر گفتند : شريكان ( در عبادت يا اموال ما ) چنين قدرتى ندارند ، و يا در جواب سكوت كردند ، در آن وقت به آنها بگو : خدا است كه خلق را در آغاز بدون نمونه آفريده و سپس از بين ميبرد و دوباره در روز قيامت بازش گرداند .
« فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ »
پس چگونه و چرا از حق روى بگردانيد ، و از ايمان به حق باز گرديد ؟ آن گاه خداى تعالى از راه ديگر احتجاج با آنها را آغاز كرده فرمايد :
« قُلْ هَلْ مِنْ شُرَكائِكُمْ مَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ »
اى محمد بگو : آيا در اين بتها كسى هست كه مردم را از روى دليل و برهان بهدايت و صلاح و رستگارى و خوبى راهبرى كند ؟ چارهاى ندارند جز آنكه بگويند : نه !
« قُلِ اللَّهُ يَهْدِي لِلْحَقِّ »
در اينوقت تو بدانها بگو خدا است آن كسى كه به راه رستگارى راهبرى كند .
« أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ »
آيا كسى كه ديگران را به راه توحيد و رستگارى هدايت كند براى اطاعت أمر و نهى او شايستهتر است .
« أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى »
يا آن كس كه احدى را بسوى حق راهبرى نكند جز آنكه خود هدايت و راهبرى شود ، و بتها اين چنين بودند كه نمىتوانستند راهبر شوند و نه راهبرى گردند ، زيرا آنها سنگهاى مرده و بيجانى بودند . و اينكه خداى تعالى فرمود :
« إِلَّا أَنْ يُهْدى »
( مگر آنكه هدايت شوند ) نه چنان بوده كه اگر كسى آنها را هدايت كند هدايت يابند بلكه روى عقيدهء فاسد و الزام آنها فرموده ، و براى رساندن غايت جهل و نادانى آنها است كه با اينكه اين بتها اجساد مرده و بى - شعورى هستند كه اگر هدايت هم شوند هدايت نيابند باز هم اينان دست از پرستش آنها بر ندارند .