( 1 ) مسافع و جلاس و كلاب همگى در جنگ احد كشته شدند .
خناس دختر مالك بن مضرب - مادر مصعب بن عمير - كه با فرزند ديگرش ابو عزيز بن عمير آمده بود .
عمرة دختر علقمه - كه يكى از زنان بنى كنانة بود - .
بالجمله لشگر قريش با سپاه منظم و تجهيزات كافى حركت كرد و همچنان بيامدند تا پاى كوه « عينين » لب چشمهء آبى كه آنجا است روبروى شهر مدينه فرود آمدند .
خوابى كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله ديد :
همان شب رسول خدا صلى اللّه عليه و آله خوابى ديد كه براى اصحاب خود چنين تعريف كرده فرمود :
در خواب ديدم كه گاوى را كه در خانه دارم سر بريدند ، و لبهء شمشيرم شكسته شده و من دستم را در زره محكمى فرو بردهام .
سپس خود آن حضرت اين خواب را اينطور تعبير كرد كه :
گروهى از اصحابم كشته ميشوند ، و شكستن لبهء شمشير نشانهء كشته شدن مردى از اهل بيت و خاندان من است ، و زره محكم شهر مدينه است .
مشورت رسول خدا صلى اللّه عليه و آله براى بيرون رفتن يا ماندن در شهر :
رسول خدا صلى اللّه عليه و آله اصحاب را جمع كرده با آنها مشورت كرد كه از شهر خارج شوند يا در شهر بمانند و خود آن حضرت مايل بود كه مردم در شهر بمانند و قريش را به حال خود گذارند تا اگر به همان حال در بيرون بمانند كه كارى از پيش نخواهند برد و اگر به شهر درآيند مسلمانان بدفاع پردازند و آن وقت با آنها جنگ كنند .
رأى عبد اللّه بن أبى نيز موافق رأى آن حضرت بود .
در مقابل گروهى از مسلمانان كه در جنگ بدر حضور نداشتند و ميخواستند غيبت خود را در آن روز تلافى كنند گفتند : يا رسول اللّه ما را براى جنگ با دشمن از شهر بيرون ببر تا خيال نكنند كه ما از آنها ترسيديم يا از روى ضعف و ناتوانى