( 1 ) آمدى و از اين جنگ زنده برگشتى آنقدر به تو بدهم كه ثروتمند و بىنياز شوى و اگر هم كشته شدى عيال و دخترانت را مانند عيال و دختران خودم سرپرستى كنم .
ابو عزة با اين سخنان راضى شد و براى بسيج بميان قبائل مزبور رفت و با خواندن حماسههاى جنگى آنان را بسيج كرد .
مسافع بن عبد مناف نيز بميان قبيلهء بنى كنانة رفت و آنان را بسيج كرد .
جبير بن مطعم - يكى از بزرگان قريش - غلامى داشت كه از اهل حبشه و وحشى نام داشت ، وحشى در پرتاب كردن حربه بسوى دشمن مهارت خاصى داشت ، و حربهء مخصوص به خود داشت كه معمولا هر گاه بسوى كسى پرتاب ميكرد بهدف مىخورد و خيلى بندرت خطا ميرفت ، در اين موقع جبير او را طلبيده به او گفت : همراه لشگر قريش بمدينه برو و اگر بتوانى حمزة بن عبد المطلب عموى محمّد را بانتقام عموى من طعيمة بن عدى بكشى تو را آزاد ميكنم .
شركت زنان در جنگ احد :
قريش فعاليت زيادى در تجهيز سپاه از خود نشان دادند و آنچه توانستند افراد جنگى و سربازان زيادترى را با خود برداشتند و براى اينكه مانند جنگ بدر به زودى فرار نكنند گروهى از زنان خود را نيز همراه برداشتند تا بخاطر آنها هم كه شده پايدارى بيشترى در جنگ نشان دهند .
از جمله زنانى كه همراه لشگر قريش آمده بودند :
هند دختر عتبة همسر أبو سفيان بود كه ضمنا شوهرش ابو سفيان رياست لشگر را نيز به عهده داشت .
ام حكيم دختر حارث بن هشام همسر عكرمة بن ابى جهل .
فاطمه دختر وليد بن مغيرة زن حارث بن هشام .
برزة يا رقية دختر مسعود بن عمرو همسر صفوان بن اميه .
ريطة دختر منبه بن حجاج كه شوهرش عمرو بن عاص بود .
سلافه دختر سعد بن شهيد همسر طلحة بن ابى طلحه كه شوهر و فرزندانش