شيخ صدوق ، « 1 » عليه الرحمة ، اين روايت را در كتابهاى معانى الاخبار ، « 2 » عيون اخبار الرضا ، « 3 » و مجالس ، « 4 » از پنج طريق كه تقريبا چهار طريق مىشود ، چون دو طريق از بعضى جهات مشترك است نقل كرده است .
در مواردى كه « مُسنَد » ، « 5 » ذكر شده است ، در يك مورد فيعلمونها ، و در بقيهء موارد فيعلمونها الناس « 6 » مىباشد . و آنجا كه « مُرسل » ، « 7 » ذكر شده است ، فقط صدر روايت است و جملهء فيعلمونها الناس من بعدى را ندارد . « 8 »
ما در بارهء اين روايت روى دو فرض صحبت مىكنيم :
فرض كنيم روايت « واحده » باشد و جملهء فيعلمونها . . در ذيل حديث زياده شده . و يا اين كه جملهء مزبور بوده و افتاده است . و سقوط جمله به واقع نزديكتر است ؛ زيرا اگر اضافه شده باشد ، نمىتوان گفت از روى خطا يا اشتباه بوده است ؛ چون همانطور كه عرض شد ، روايت از چند طريق رسيده ، و راويان حديث هم دور از هم زندگى مىكردهاند : يكى در بلخ ، و ديگرى در نيشابور ، و سومى در جاى ديگر . با اين وصف نمىشود عمداً اين جمله
هامش
« 1 » محمد بن على بن حسين بن موسى بن بابويه قمى ، مكنى به « ابو جعفر » ، معروف به « صدوق » و « ابن بابويه » ( 381 ه . ق ) از بزرگان علماى اماميه و مشايخ حديث و فقهاى شيعه . ولادت وى در غيبت صغرى و به دعاى امام زمان ( عج ) واقع شد . وى از پدر خود ، على بن بابويه و محمد بن حسن بن وليد و جعفر بن محمد قولويه ، روايت كرده است . شيخ مفيد ، ابن شاذان ، غضائرى ، و شيخ ابو جعفر دوريستى از او روايت كردهاند . تاليفاتش را حدود 300 نوشتهاند . معروفترين آنها عبارت است از : من لا يحضره الفقيه ، الخصال ، التوحيد ، عيون اخبار الرضا ، الامالى ، معانى الاخبار ، علل الشرائع ، كمال الدين .
« 2 » معانى الاخبار ، از آثار شيخ صدوق . مؤلف در اين كتاب احاديثى را كه در تفسير كلمات و اخبار معصومين وارد شده ، گرد آورده است .
« 3 » ج 2 ، ص 37 ، باب 31 ، حديث 94 . عيون اخبار الرضا شامل روايات و شرح احوال امام رضا ( ع ) كه داراى 139 باب است .
« 4 » ص 152 ، « مجلس » 34 ، حديث 4 . كتاب امالى معروف به مجالس يا « عرض المجالس » از شيخ صدوق اين كتاب در 97 « مجلس » ترتيب يافته است .
« 5 » مُسنَد » روايتى است كه تمام راويان آن در سلسلهء سند تا معصوم ( ع ) مذكور گرديده باشند .
« 6 » در مجالس ( ص 152 ) مسند با « يعلمونها » و در عيون اخبار الرضا مُسنَد ، با « يعلمونها الناس » آمده است .
« 7 » مرسل » روايتى است كه تمامى يا برخى راويان آن در سلسله سند افتاده باشد .
« 8 » من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 302 . « باب النوادر » ، حديث 95 .