زياد شده باشد . و بعيد به نظر مىرسد كه چند نفر دور از هم به ذهنشان بيايد كه چنين جملهاى را به حديث اضافه كنند . بنا بر اين ، اگر روايت « واحده » باشد ، ما قاطعيم كه جملهء فيعلَّمونها . . از طريقى كه صدوق ( ره ) نقل كردهاند ساقط شده و از قلم نساخ افتاده . يا اين كه صدوق ( ره ) جمله را ذكر نكرده است .
فرض ديگر اين كه دو حديث باشد : يكى بدون جملهء فيعلَّمونها . . و ديگرى با اين جمله وارد شده باشد . بنا بر اين كه جملهء مزبور در حديث باشد ، قطعاً كسانى را كه شغل آنان نقل حديث باشد و از خود رأى و فتوايى ندارند ، شامل نمىشود ؛ و نمىتوان گفت بعضى از محدثين كه اصلًا حديث را نمىفهمند و مصداق رُبَّ حاملِ فقه لَيْسَ بفقيه « 1 » هستند و مانند دستگاه ضبطْ اخبار و روايات را مىگيرند و مىنويسند و در دسترس مردم قرار مىدهند ، خليفهاند و علوم اسلامى را تعليم مىدهند . البته زحمات آنان براى اسلام و مسلمين ارزنده است ، و بسيارى از آنان هم فقيه و صاحب رأى بودهاند ؛ مانند كلينى ( ره ) ، « 2 » شيخ صدوق ( ره ) و پدر شيخ صدوق ( ره ) « 3 » كه از فقها بوده و احكام و علوم اسلام را به مردم تعليم مىدادهاند . ما كه مىگوييم شيخ صدوق ( ره ) با شيخ مفيد ( ره ) ، « 4 » فرق دارد ، مراد اين نيست كه شيخ صدوق ( ره ) فقاهت نداشته ؛ يا اين كه فقاهت او از مفيد ( ره ) كمتر بوده است ؛ شيخ صدوق ( ره ) همان كسى است كه در يك مجلس تمام اصول و فروع مذهب را شرح داده
هامش
« 1 » رسول خدا ( ص ) در مسجد خيف در ضمن خطبهاى فرمود : فَرُبَّ حامِلِ فقه ليس بِفَقيه . و رُبَّ حامِلِ فقه إلى مَنْ هُوَ أفْقَه مِنْه . ( چه بسا حامل دانشى كه خود به آن آگاه نباشد . و چه بسا بردارندهء دانشى كه آن را به آگاهتر از خود رساند . ) « اصول كافى » ، ج 2 ، ص 258 ، « كتاب الحجة » ، « باب ما أمر النبى ( ص ) بالنصيحة لائمة المسلمين » ، حديث 1 .
« 2 » محمد بن يعقوب بن اسحاق كلينى رازى ، ( 328 يا 329 ه . ق . ) معروف به « ثقة الاسلام » از محدثان بزرگ شيعه و شيخ مشايخ اهل حديث . وى اولين مؤلف از مؤلفان « كتب اربعه » شيعه است كه به ساليان دراز كتاب عظيم كافى را در سه بخش « اصول » و « فروغ » و « روضه » گرد آورد .
« 3 » على بن حسين بن موسى بن بابويه ( 329 ه . ق . ) فقيه و محدث گرانقدر شيعه ، كتابهاى بسيارى را به دو منسوب كردهاند از جمله : التوحيد ، الامامة و التبصرة من الحيرة ، الصلاة ، الاخوان و الشرائع .
« 4 » ابو عبد اللَّه محمد بن محمد بن نعمان ( 336 يا 338 413 ه . ق ) . ملقب به « شيخ مفيد » و « ابن معلم » از فقها و متكلمان و محدّثان نامآور شيعه . در زمان خود رياست علمى بغداد را به عهده داشت . سيّد مرتضى علم الهدى ، سيد رضى ، شيخ طوسى ، و نجاشى از مشهورترين شاگردان وى بودهاند . حدود 200 اثر كوچك و بزرگ از او به جاى مانده است كه از معروفترين آنهاست : ارشاد ، اختصاص ، اوائل المقالات ، امالى ، مقنعة .