و بايد كه جفاكار و خشن نباشد ، تا به علت جفاى او مردم با او قطع رابطه و مراوده كنند . و نيز بايد كه از دولتها نترسد تا با يكى دوستى و با ديگرى دشمنى كند .
وَ لَا الْمُرْتَشى فِى الْحُكْمِ فَيَذْهَبَ بِالْحقُوقِ وَيَقِفَ بها دُونَ الْمَقاطِعِ وَلَا الْمُعَطِّلُ لِلسُّنَةِ فَيُهْلِكَ الاْمَّةَ . « 1 » و بايد كه در كار قضاوتْ رشوه خوار نباشد تا حقوق افراد را پايمال كند و نگذارد حق به حقدار برسد . و نبايد كه سنت و قانون را تعطيل كند تا امت به گمراهى و نابودى نرود .
درست توجه كنيد كه مطالب اين روايت حول دو موضوع دور مىزند : يكى « علم » ، و ديگرى « عدالت » . و اين دو را خصلت ضرورى « والى » قرار داده است . در عبارت و لا الجاهل فيضلَّهم بجهله روى خصلتِ علم تكيه مىكند . و در ساير عبارات روى « عدالت » به معناى واقعى تأكيد مىنمايد . عدالت به معناى واقعى اين است كه در ارتباط با دول و معاشرت با مردم و معاملات با مردم و دادرسى و قضا و تقسيم درآمد عمومى ، مانند حضرت امير المؤمنين ( ع ) رفتار كند ؛ و طبق برنامهاى كه براى مالك اشتر « 2 » و در حقيقت براى همهء واليان و حكام تعيين فرموده است ؛ « 3 » چون بخشنامهاى است عمومى كه فقها هم اگر والى شدند بايستى دستور العمل خويش بدانند .
هامش
« 1 » نهج البلاغه ، « خطبه » 131 .
« 2 » مالك بن حارث نخعى معروف به اشتر ( 37 ه . ق ) از فرماندهان سپاه اسلام و در شجاعت زبانزد بود . در جنگهاى جمل و صفين در كنار حضرت امير ( ع ) شمشير زد امام ولايت مصر را به دو سپرد و در راه رسيدن به آن سامان با دسيسه معاويه مسموم و شهيد گشت . فرمان امام خطاب به مالك موسوم به عهدنامهء مالك اشتر كه در نهج البلاغه ( نامه 53 ) مذكور گرديده شهرت بسيار دارد .
« 3 » نهج البلاغه ، « نامه » 53 .