تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
( 1 ) ( كه مادرش او را در ميان درّه گذارده بود ) به زمين فشرد و از آنجا آب زمزم ظاهر گرديد . ناگاه صداى درندگان به گوش مادرش كه بجستجوى آب رفته بود رسيد و بر جان اسماعيل ترسيده بسوى او دويد ، و هنگامى كه بنزد او آمد ديد اسماعيل با دستهاى كوچك خود ريگها را از مظهر آب بالا مىزند و از آن ميآشامد ، پس هاجر آن را به صورت گودالى در آورد .

پر شدن چاه زمزم بدست قبيلهء جرهم :

و اما جريان آمدن قبيلهء جرهم به مكه و رياست نابت بن اسماعيل بر مكه و پس از او مضاض بن عمرو جرهمى و پر شدن چاه زمزم بوسيلهء قبيلهء جرهم ، و كوچ كردن آنان از شهر مكه ، و كسانى كه پس از ايشان در آن شهر حكومت كردند بدين شرح است : پس از آنى كه آب زمزم ظاهر شد اسماعيل و مادرش در آنجا سكونت اختيار كردند . در مملكت يمن دو قبيله بودند بنام جرهم و قطورا كه با هم عموزاده بودند رئيس قبيلهء جرهم مردى بود بنام مضاض بن عمرو ، و رئيس قبيلهء قطورا شخصى بود بنام سميدع ، اين دو قبيله با رؤساى خود از يمن خارج شدند و هم چنان در بيابانها عبور ميدادند تا بسر زمين مكه رسيدند ، در آنجا چشمشان به آب و درخت افتاده هواى توقف در آن سرزمين بسرشان افتاد و ( بناچار براى توقف در آنجا از مادر اسماعيل اجازه گرفتند و پس از تحصيل اجازهء او ) در آنجا سكونت اختيار كردند . مضاض با قبيلهء خود كه فرزندان اسماعيل و نابت هم در ميان ايشان بود در بالاى مكه منزل كردند ، و سميدع با قطورا در قسمت جنوبى آن سكونت كردند . ( اسماعيل پس از اينكه بحدّ رشد و بلوغ رسيد دختر مضاض بن عمرو را بزنى