( 1 ) و منظور خويش را اظهار كردند ، ابو طالب گفت : عقيل را براى من بگذاريد - و برخى گويند : گفت : عقيل و طالب را براى من بگذاريد و هر كدام خواهيد ببريد . پس رسول خدا صلى اللّه عليه و آله على عليه السلام را برداشت و عباس نيز جعفر را برداشته و به خانه بردند .
و بدين ترتيب على عليه السلام در تمام موارد با رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بود تا هنگامى كه آن بزرگوار برسالت مبعوث شد پس على به دو ايمان آورد و نبوتش را تصديق كرده پيروى او را بر خود لازم شمرد ، جعفر نيز در خانه عباس بود تا هنگامى كه اسلام اختيار كرده و از خانه عباس بيرون رفت .
رفتن على عليه السلام بدنبال رسول خدا صلى اللّه عليه و آله در درههاى مكه براى خواندن نماز :
ابن اسحاق گويد : چون هنگام نماز ميشد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بسوى درههاى شهر مكه ميرفت و على بن ابى طالب نيز در خفا و پنهانى از پدرش ابو طالب و ساير عموها و قريش بهمراه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله ميرفت و نمازهاى خود را در آن جا ميخواندند و چون شام ميشد به خانه باز ميگشتند .
مدتى بر اين منوال گذشت تا اينكه روزى هم چنان كه آن دو مشغول نماز بودند ابو طالب سر رسيد پس برسول خدا صلى اللّه عليه و آله عرض كرد : اى برادر زاده اين دين چيست كه اختيار كردهاى ؟ فرمود : عمو جان اين همان دين خدا و فرشتگان و پيمبران او است . و همان آئينى است كه پدر ما ابراهيم آورده ، خداى تعالى مرا بدان بسوى مردم فرستاده و تو اى عمو از ديگران بخير خواهى و نصيحت من سزاوارترى و من خير تو را خواسته و تو را بهدايت ميخوانم و شايستگى تو نيز در اجابت دعوت و يارى و كمك به من بيش از ديگران است ؟
ابو طالب گفت : اى برادرزاده من نمىتوانم از كيش پدران خود دست بكشم .