( 1 ) ولى بدان كه تا من زنده هستم از سوى من به تو بدى نخواهد رسيد [ ( 1 ) ] .
و گويند : بعلى گفت : اى فرزند اين چه دينى است كه تو بر آنى ؟ فرمود :
پدر جان به خدا و رسولش ايمان آورده و در آنچه از جانب خدا آورده او را تصديق نموده و با او براى خدا نماز بجا آورم ! ابو طالب به او گفت : اى فرزند بدان كه او جز خير و نيكى تو را نخواهد ملازم او باش ( و با اين سخن او را به كار خويش دلگرم ساخت ) .
اسلام زيد بن حارثة غلام رسول خدا صلى اللّه عليه و آله :
دومين مردى كه پس از على بن ابى طالب عليه السلام برسول خدا صلى اللّه عليه و آله ايمان آورد و با آن حضرت نماز خواند زيد بن حارثه بود .
وزيد بن حارثه مردى از قبيلهء كلب است [ ( 2 ) ] كه حكيم بن حزام - برادرزادهء خديجه در سفرى كه از شام برمىگشت او را در زمرهء چند تن ديگر به صورت بردگى خريده بود و به مكه آورد - و زيد در آن هنگام كودكى بود نابالغ - پس خديجه بديدن حكيم بن حزام آمد - و اين در وقتى بود كه بهمسرى رسول خدا صلى اللّه عليه و آله درآمده بود - حكيم به دو گفت : عمه جان هر يك از اين پسرها را كه مىخواهى براى خود برگير ، خديجه زيد را انتخاب كرده از او گرفت ، رسول خدا صلى اللّه عليه و آله كه زيد را ديد از خديجه خواست تا او را بدان حضرت ببخشد ، خديجه نيز پذيرفته او را به آن حضرت بخشيد پيغمبر اكرم نيز آزادش كرده پسر خود خواند ، و اين جريان قبل از بعثت بود .
حارثه پدر زيد در فقدان فرزند خويش بسيار ميگريست و بيتابى مىكرد و اشعارى نيز در اين باره گفت [ ( 3 ) ] تا اينكه مطلع شد كه او در مكه و در خدمت آن
هامش
[ ( 1 ) ] ما دربارهء ايمان ابو طالب در پاورقى صفحات آينده در جريان مرگ او بحثى داريم كه خوانندهء محترم بايد بدانجا مراجعه كند .
[ ( 2 ) ] ابن هشام نسب او را تا بكلب بن وبرة نقل كرده است مراجعه شود ج 1 : 247
[ ( 3 ) ] سيرة ج 1 : 248 .