تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
( 1 ) منقطع گشت و جبرئيل نزد او نيامد ، پيغمبر اكرم از اين جريان محزون گشته و از اين پيش آمد گرفته خاطر شد پس جبرئيل سورهء « و الضحى » [ ( 1 ) ] را بر آن جناب نازل كرده و خداوندى كه او را بنبوت گرامى داشته در اين سوره سوگند ياد فرمود كه او را وانگذارده و بر او خشم نكرده است . و چنين فرمود : « سوگند بروز ، و سوگند بشب هنگامى كه تاريكى خود را بيفكند ، كه خدا از تو نبريد ( وانگذارد ) و ( از هنگامى كه دوستت داشته ) بر تو خشم نكرده و همانا انجام ( يعنى آنچه در آخرت نزد من ذخيره دارى ) براى تو بهتر است از آغاز ( يعنى از آن كرامتى كه در دنيا به تو نمودم ) و هر آينه خداوند به زودى ( پيروزى را در اين جهان و پاداش نيك را در آن جهان ) به تو بدهد تا خشنود شوى ، آيا تو يتيم نبودى پس جاى دادت ؟ و گم شده بودى پس تو را راهنمائى كرد ؟ و عيالمند بودى پس تو را بىنياز كرد ؟ ( و در همه جا برحمت خويش تو را نجات داد ) پس بر يتيم خشم ميار ، و پرسش كننده ( و حاجتخواه ) را نران ( و نهيب مزن ) - ( يعنى خشمناك و متكبر ، و بد زبان و سخت دل بر ناتوانان مباش ) - و اما بنعمت پروردگارت پس زبان بگشا ( و بيان كن ) ( يعنى بدانچه خداوند به تو عنايت فرموده از نعمت و گرامى داشتن بنبوت ( و جريان پيامبريت را ) بمردم گوشزد كن و مردم را بسوى حق دعوت نما ) » . پس رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بدين دستور اقدام فرموده نعمتهاى خداوند را گوشزد مردم ميكرد ، و جريان نبوت خويش را بطور پنهانى و مخفيانه به اطلاع نزديكان خويش - آنان كه مورد اطمينان او بودند - مىرساند .
هامش
[ ( 1 ) ] ابن هشام در اينجا پس از نقل كلام ابن اسحاق تفسيرى براى لغات اين سوره نموده است كه هر كه خواهد بسيرة ج 1 : 242 مراجعه كند .