جهانيانم . ( 30 ) حال عصايت را بينداز ، همينكه موسى عصا را ديد كه مانند مارى به حركت آمد و بگريخت به طورى كه ديگر به پشت سر خود را نگاه نمىكرد ، خطاب رسيد اى موسى بيا و مترس تو در امانى . ( 31 ) دست خود در گريبان ببر و بيرون آور درحالىكه سفيد و درخشنده است ( جهانى را نور مىداد ) بدون اينكه درخشندگىاش از بيمارى باشد و دست بر قلب خود نه از ترس آرام گيرد ، اين دو معجزه از پروردگار تو براى فرعون و مردم اوست ، كه آنان از ديرباز ، مردمى فاسد بودند . ( 32 ) موسى گفت : پروردگارا من از آنان كسى را كشتهام لذا مىترسم مرا بكشند . ( 33 ) و برادرم هارون از من زبانآورتر است او را هم با من و به كمك من بفرست تا مرا تصديق كند كه مىترسم مرا تكذيب كنند . ( 34 ) گفت :
به زودى بازويت را به وسيلهء برادرت قوى مىسازيم و به شما توان و قدرت مىدهيم و بخاطر معجزات من ، بر شما چيره و مسلط نخواهند شد . آرى ، شما و پيروانتان پيروزيد . ( 35 )
القرآن الكريم ( ترجمه قرآن با الهام از نظريات علامه طباطبائى ) ( فارسى ) — صفحة 627
مساهمون: كتاب الله تبارك وتعالى
ص٦٢٧