تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( ترجمه قرآن با الهام از نظريات علامه طباطبائى ) ( فارسى ) — صفحة 626

مساهمون:

ص٦٢٦
پيرمرد به موسى گفت : مىخواهم يكى از اين دو دخترم را به همسريت درآورم در برابر اينكه هشت سال اجيرم شوى ، البته اگر ده سال كار كنى آن دو سال جزء قرارداد ما نيست ، و من نمىخواهم بر تو سخت بگيرم و به زودى مرا از نيكوكاران خواهى يافت . ( 27 ) موسى گفت : اين قرارداد بين تو و خود قبول دارم ، هريك از دو مدّت هشت سال و يا ده سال را كه خواستم انجام مىدهم و تو حقّ اعتراض نداشته باشى و خدا بر آنچه مىگوييم وكيل است . ( 28 ) پس چون موسى مدّت را بسر رسانيد ، همسر خود را برداشت و به راه افتاد ، در راه از سمت طور ، آتشى از دور ديد به خانواده‌اش گفت : من از دور آتشى احساس مىكنم شما در اينجا باشيد ، تا شايد از كنار آن آتش خبرى بدست آورم و يا شعله‌اى از آتش بياورم تا شايد خود را گرم كنيد . ( 29 ) ولى همين‌كه نزديك آتش رسيد صدايى از طرف راست از درختى كه در قطعهء زمينى مبارك واقع بود برخاست كه اى موسى به راستى من خداى