وكيل است . ( 66 ) ( به هنگام حركت ، يعقوب ) گفت : فرزندانم ! از يك در ، وارد نشويد بلكه از درهاى متفرّق وارد گرديد و بدانيد كه چيزى شما را از خدا بىنياز نخواهد كرد كه هيچ فرمانى جز فرمان خدا نيست . من بر او توكّل مىكنم و همهء متوكّلان بايد بر او توكّل كنند . ( 67 ) و چونكه از همان طريق كه پدر به آنها دستور داده بود وارد شدند چيزى آنان را از خدا بىنياز نكرد جز آنكه در دل يعقوب غرضى بود ( كه آنها از چشم بد گزندى نبينند ) كه بر زبان راند و به بركت دانشى كه به او آموخته بوديم بسيار آگاه بود درحالىكه بيشتر مردم نمىدانند ( 68 ) هنگامى كه بر يوسف وارد شدند برادرش را نزد خود جاى داد و گفت : من برادر تو هستم از آنچه آنها مىكنند غمگين و ناراحت نباش . ( 69 ) و چون بارهاى آنها را بست ظرف آبخورى ملك را در بار برادرش قرار داد سپس كسى صدا زد
القرآن الكريم ( ترجمه قرآن با الهام از نظريات علامه طباطبائى ) ( فارسى ) — صفحة 390
مساهمون: كتاب الله تبارك وتعالى
ص٣٩٠