كردهاند ، اما ابن جلجل كه خودش يگانه منبع اين خبر مىباشد ، آن را از مقدمهء ترجمهء عربى كتاب السياسهء ارسطوطاليس 1 گرفته است ، كما اينكه در شرح احوال ارسطو طاليس و بمناسبت نام او در گفتار از اسكندر بار ديگر مطالبى از ترجمه عربى كتاب السياسهء نامبرده روايت نموده است .
ابن جلجل بكتابهاى افلاطون ، ابقراط و جالينوس مراجعه نموده و از آنها مطالبى در اين كتاب نقل كرده است از جمله :
1 - كتاب عهد ابقراط - پيماننامه ابقراط -
2 - كتاب النواميس - از افلاطون
3 - كتاب الامراض العسرة البرء - از جالينوس
4 - كتاب قاطاجانس - از جالينوس
5 - كتاب « ينبغى للطبيب ان يكون فيلسوفا » از جالينوس
6 - كتاب الادوية الطبية - از جالينوس
از اين فهرست به خوبى معلوم مىگردد كه بيشتر كتابهاى علمى و طبى و غيره كه در مشرقزمين از يونانى به عربى ترجمه گرديده بود در زمان عبد الرحمن الناصر - چنان كه ابن جلجل گفته است - باندلس رسيده ، و مورد استفاده اهل دانش و تحقيق و مخصوصا پزشكان قرار گرفته است .
شنيدههاى ابن جلجل :
اخبارى كه ابن جلجل بطريق سماع روايت نموده است :
در اين كتاب اخبار و مطالب بسيارى هست كه ابن جلجل در روايت آنها منحصر بفرد مىباشد ، و نويسندگانى كه در ادوار بعد آمده و تاريخ اطبا را نوشتهاند اين اخبار و مطالب را از ابن جلجل روايت كردهاند .
مخصوصا در تراجم احوال علما و اطباى مشرقزمين ابن جلجل تنها بر كسانى از علماى معاصر خود در اندلس اعتماد داشته كه سفرى بمشرقزمين رفته ، و پس از مدتى با مقدارى معلومات و اطلاعات و اخبار باندلس بازگشتهاند .
همچنانكه در ترجمهء احوال پزشكان افريقيه از مردمى كسب اطلاع نموده
شرح
( 1 ) - استاد دكتر عبد الرحمن بدوى در كتاب خود « الاصول اليونانية » اين ترجمه را آورده است .