شده - و ابن جلجل نيز نخستين مورخ اسلامى بشمار مىرود كه از ترجمهء عربى اين كتاب استفاده نموده و برخى عبارات آن را در كتاب خود نقل كرده است ، .
تاريخچهء رسيدن اين كتاب باندلس كه ابن ابى اصيبعه نقلا از سخنان خود ابن جلجل روايت نموده مورد بحث و تحقيق بعضى علما و محققين عصر حاضر قرار گرفته است ، از جمله خاورشناس بزرگ سلفستردى ساسى در تحقيقات خود بر سفرنامه عبد اللطيف بغدادى 1 نص كلام ابن جلجل را ( نقلا از ابن ابى اصيبعه ) دربارهء تاريخچهء رسيدن كتاب هروشيوش به اندلس گفته است .
و پس از او علامهء محقق استاد خاورشناس دلاويدا درباره يك نسخهء منحصره بفرد از ترجمهء عربى كتاب : هروشيوش كه به شماره
X , 893 . 712 ,
در كتابخانه دانشگاه كولومبيا در شهر نيويورك موجود مىباشد ، مقالهء محققانه به زبان ايتاليائى نوشته است . 2
استاد دلاويدا در اين مقاله مىگويد : رسيدن كتاب الحشائش ديسقوريدس به اندلس قابل ترديد نمىباشد ، اما اهداء كتاب هروشيوش به عبد الرحمن الناصر بعيد به نظر مىرسد ، زيرا وجود كتب لاتينى در قرن دهم ميلادى در دولت بيزانس ( قسطنطينيه ) هرچند محال نيست اما امر بعيدى مىباشد ، استاد مزبور مىگويد : رسيدن كتاب الحشائش باندلس ، و انتشار ترجمهء عربى آن در آن ديار ، و توجه و اقبال عجيب مسلمانان بان كتاب موجب گرديد ، كه داستان اهداء كتاب هروشيوش را نيز بان بيفزايند ، تا مطلب را بزرگتر و جالبتر جلوه دهند . ؟
استاد دلاويدا پس از اين بيان مىپرسد : آيا مىتوانيم بگوئيم قاسم بن اصبغ بترجمه كتاب نسبتا بزرگى كه در سال 337 ه ( يعنى سالى كه قاسم بن اصبغ بواسطه پيرى هوش خود را از دست داده و دستخوش حواسپرتى شده ، يا يك سال پيش ) باندلس رسيده پرداخته است ؟ .
شرح
( 1 ) - سفرنامهء موفق الدين عبد اللطيف بن يوسف بغدادى - متوفى بسال 629 ه . بنام :
« الافادة و الاعتبار فى الامور المشاهدة و الحوادث المعاينة بارض مصر » ، باهتمام دى ساسى در سال 1810 م . در پاريس چاپ شده است .
( 2 ) -G , Levi Della Vida : La Traduzione Araba Delle Storie Di Orosio ( Miscellanea C . Galbiati , III , Milano , 1951 ) P . I 85 - 203 ,