سپس استاد دلاويدا در تعليق بر مطلب فوق مىگويد :
شايد قاسم بن اصبغ كار ترجمه اين كتاب را چند سال پيش از سال ( 337 ه ) - يعنى در زمان ولايتعهدى الحكم المستنصر - انجام داده است ؟
آنگاه استاد دلاويدا بار ديگر بمناقشه كلام ابن خلدون پرداخته مىگويد :
ابن خلدون مترجم كتاب هروشيوش را يك بار قاضى نصارى در شهر قرطبه و قاسم بن اصبغ مشتركا دانسته است ، و در جاى ديگر دوباره مىگويد : مترجم اين كتاب دو تن مسلمان مىباشند كه در قرطبه مترجم خلفاى اسلام بودهاند .
استاد دلاويدا مىگويد : نمىدانيم قاضى نصارى در آن زمان كى بوده ؟ قدر مسلم اين است كه مسلمان نبوده ، چنان كه ابن خلدون و بسيارى از مورخان اسلامى و اندلسى تصريح كردهاند كه در آن عصر قاضى نصارى از خود نصارى بوده است ، بعقيده من هميشه يك نفر از پيشوايان مذهبى به اين امر قيام مىنموده است .
بعضى هم درست خلاف اين مطلب را عقيده دارند ، و دو تن از قضاة نصارى را كه نامشان در تاريخ 1 سيمونيت
Simonet
آمده اعنى : حفص ابن البر ، و الوليد بن خيزران ( يا ابن المغيث ) ياد كردهاند ، مىگويند : دومى يعنى ابن المغيث معاصر الحكم المستنصر بوده ، و احتمال مىرود وى در كار ترجمهء كتاب هروشيوش با قاسم بن اصبغ شركت داشته است .
بههرحال معنى اشتراك اين دو تن در ترجمه كتاب اين است كه : ابن المغيث بواسطهء اطلاعاتى كه در ادبيات كلاسيكى و تبحرى كه در زبان لاتينى داشته متن كتاب را ترجمه مىكرده ، و قاسم ابن اصبغ ترجمههاى او را در قالب ادبى عربى و عباراتى كه نزد جمهور ملت اسلام در انعصر مقبوليت داشته مىريخته است ، به اين طريق هر يك از دو تن مترجم شريك وظيفهء مهمى بر عهده داشتهاند ، و بقول استاد دلاويدا :
در نسخه خطى كه از ترجمهء عربى اين كتاب در كتابخانه دانشگاه كولومبيا موجود است نشانههائى از اين دو وظيفه مهم و مشترك ديده مىشود .
شرح
( 1 ) -F . J . Simonet , Glosario de Voces Ibericas Y Latinas Usadas Entre los Mozarabes Madrid , I 888 .