تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الامام علي بن موسى الرضا ( ع ) ( پژوهشى دقيق در زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 542

مساهمون:

ص٥٤٢
رسانده‌اند معلوم و آشكار است . ( 1 ) و شكر ذو الرئاستين و قدرشناسى او از موقعيت امير المؤمنين مأمون بدانجا رسيد كه همهء اختيارات به دو محوّل شد و قيام او براى احقاق حق امير و بذل خون خود و برادرش ابو محمد بن سهل كه پاك و خوش طينت و خوش‌خوى و پسنديده سيرت بود تا به حدّى كه از گذشتگان پيشى گرفت و بر همهء رستگاران برترى يافت و در برابر ، پاداش امير المؤمنين مأمون به دو اموال بسيار و اراضى وسيع و پهناور و جواهرات بىشمار بود ، هر چند با فعاليت يك روز او و يك مقام از مقاماتى كه او گذراند برابرى و وفا نمىكند لكن با اين همه او از جهت بىرغبتى در اينها و بلندى همّتش و وافر ساختن مال مسلمانان و دور كردن از مال و منال دنيا و حقير دانستن آن و ترجيح دادن آخرت به دنيا و شدت ميل به آخرت ، همهء اينها را واگذاشت . و از امير المؤمنين استعفا خواست و مرتب طلب بازنشستگى از امير المؤمنين مىنمود و اظهار بىميلى به وزارت مىكرد ، و اين استعفا خواستن و زهد در جاه و مال بسيار عمل بزرگى در نزد امير و ما بود ، چون خداوند ما را به موقعيت او در عزت دين و اقتدار و قوّت بر اصلاح امور مسلمين آگاه كرده بود ، و جهاد او را با مشركين فهميده بوديم و ديگر چيزها كه خداوند به ما نموده بود از نيّت صدق و راستى و درستى و پاك طينتى او ، و صحّت تدبير و مديريت او ، و قوت رأى و مقام والاى عقل او ، و رسيدن او به آنچه مىخواهد ، و يارى او بر حق و راستى و راه مستقيم و رشد و صلاح و نيكويى و تقوا . پس چون امير المؤمنين به او اطمينان كرد و ما نيز از جهت ديانت او و اختيار كردن آنچه صلاح او بود اجابت كرديم فرمان او را كه موافق مقامش بود و نوشتيم براى او ( ذو الرئاستين ) كتاب حباء و شرط را كه در آخر اين كتاب من نسخهء آن درج شده است ، و خداوند و تمام حاضران را بر آن شاهد گرفتيم و همهء كسانى را كه بودند از اقوام و سران سپاه و درباريان و قاضيان و